به دست من امروز جز این قلم نیست , باری خدمت می کنم
ابوالفضل بیهقی

 
تاريخ : یکشنبه 1393/07/27

          نوحه اول

زبان حال امام حسین بربالین برادرش عباس

تو و این دست بریده    من و این قدخمیده          داغ تو می کُشدم آه (2)

------------------------------------------------------------------------------------------------

تو و این فرق شکفته    من و این مشک دریده     داغ تو می کشدم آه(2)

----------------------------------------------------------------------------------

خیمه درغمت نشسته   غرقه شیون وخسته      دل حزین ودل شکسته   

تو واین جسم لهیده      من واین قدخمیده         داغ تومی کشدم آه(2)

حرمم آب ندارد         کودکم خواب ندارد        دل من تاب ندارد

تو واین تیربه دیده       من واین قد خمیده        داغ تو می کُشدم آه (2)

آه ای ساقی عطشان    غرق خونی تو بمیدان     خیمه بهر تو پریشان

به تواین حال، که دیده   من واین قدخمیده        داغ تو می کُشدم آه (2)

آه ،رویت شده گلگون  تن توغرقِ یمِ خون      سوگوارت من محزون

تو به قرب حق رسیده   من واین قد خمیده          داغ تو می کُشدم آه (2)

 پیکرت چرا چنین شد    تن تو نقش زمین شد  جانِ تو فدای دین شد

تو رضای حق خریده   من واین قدخمیده           داغ تو می کُشدم آه (2)

توعزیزمرتضایی     تو یگانه در وفایی       اسوه صبر ورضایی  

تو ندای حق شنیده  من و این قدخمیده        داغ تو می کُشدم آه (2)

من فدای رخ ماهت  زچه برلب شده آهت    چه بود جرم وگناهت  

پیکرت بخون تپیده    من واین قد خمیده     داغ تو می کُشدم آه (2)

                                                               غلامعلی رجائی (زائر)       24/7/1393

 

 

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی

سلام برحسین مظلوم که خونش در اوج غربت وبی کسی بناحق بر زمین ریخته شد و تا خدا خدایی می کند دلها همه مجذوب اوست.

از عنایاتی که شکر آن را در همه عمر بجا نمی توانم بیاورم توفیق نوحه سرایی حضرت سیدالشهداست.

به گمانم 32 سال است اهل بیت بدون هیچ مقدمه ولیاقتی چشمه شعر را درمن جوشیدند که ماحصل آن سیزده دفتر است.

در زیر اشعار نوحه های چندسال اخیر است که در اختیار دوستان نوحه خوان و مرثیه خوان قرار دارد.

امسال هم درعرفه درکنارقبر آن پدر ودو برادر مکرر التماسی شد وتمنایی که این توفیف عنایت شود و از بزرگواری شان عنایاتی شد که انشالله از فردا شب بتدریج نوحه های جدید امسال بر روی این صفحه خواهد آمد.

بارها گفته ام اگر  دراین اشعار  وآهنگها خبری وخیری  هست از اهل بیت علیهم السلام است و دراین میان سهم من فقط وفقط حرکت خودکار بر روی کاغذ است  وبس و بر همین اساس است اغلب اشعار و نوحه های من تخلص - زائر را که تخلص من است- ندارند.چون از آن من نیستند وخدا بر این نوشته گواه است

کاش می شد بعضی ناگفته ها وعنایات را در موقع سرودن این نوحه ها نوشت! 

از دوستان داخل وخارج از کشورکه به این وب دسترسی دارند تمنا دارم برای اینکه فیضی ببرند این اشعار را به مداحانی که به وب من دسترسی ندارند ویا از این اشعار آگاهی ندارند برسانند و در این امر خیرشریک باشند.

امید که این  فیض مدام باشد.

بقول خواجه رندشیراز

بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است

                                         ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست وگاه نیست!

 

اشعار و نوحه های محرم 1392

فایل PDF

اشعار و نوحه های محرم 1391

فایل word                فایل pdf

اشعار و نوحه های محرم 1390

دانلود اشعار (PDF)       دانلود اشعار (word 2007)

 
اشعار و نوحه های محرم 1388 و 1389

 - اشعار محرم 89 و محرم 88                                 - بخش دوم اشعار محرم 89


ارسال توسط غلامعلی رجائی

این یادداشت دوهفته قبل نوشته شد و امروز در صفحه 6 روزنامه شرق منتشرشد

------------------------------------------

 در هفته های گذشته مصاحبه ای با نشریه پنجره درباره منازعه اخیرآیت الله هاشمی وآقای مصباح یزدی در باره نقل یک قطعه از تاریخ مبارزه ایران داشتم که منتشر شد. دراین مصاحبه درباره این ماجرا واینکه دراین دعوای تاریخی حق با هاشمی است یا مصباح چند نکته گفته ام.

پیرامون مطالبی که دراین باره گفتم ونگفتم چند نکته را به لحاظ درج درتاریخ بیان می کنم شاید برای علاقمندان حقایق مفید باشد.

چهارشنبه دو هفته قبل هم دراولین جلسه درس دانشجویان مقطع ارشد گفتم این منازعه بین هاشمی ومصباح خود بهترین دلیل براین است که وقایع تاریخی را آنگونه که بوده نمی شود بازگفت مگربه مدد بعضی شواهد وقراین و این هنر یک مورخ وتاریخ دان است که درمیان اقوال مختلف از روایت یک حادثه و واقعه نزدیکترین آن را به واقعه تایید وروایت کرده وبدان استناد و رای خود را صادر نماید.

 وارد شدن به این مساله اختلافی و بررسی این قطعه ازتاریخ مبارزه ،به دلیل ارتباط نزدیک کاری و غالبا دید گاهی من با آقای هاشمی  کار را برای من ومخاطب قدری مشکل می سازد. چه بسا به دلیل همین ارتباط کاری مخاطب ممکن است تصور کند یک طرفه وارد بحث شده و از هاشمی جانبداری کرده ام .دراین نوشته بنابرجانبداری ندارم.

اما اصل ماجرا

از یکسو در پایگاه اطلاع رسانی آقای هاشمی در سه هفته  قبل به نقل از حاشیه نویس خود گزارشی از دیدار بیت شهید قدوسی باایشان منعکس کرده ودر پرده بدون نام بردن از آقای مصباح یزدی از روحانی کم فروشی سخن گفته که در سال ۴۸ و در اوج غربت امام به اتفاق آیت الله خامنه ای، در منزل شهید قدوسی با او صحبت کرده و از وی خواسته اند از انقلابیون و مبارزان حمایت نماید، اما وی با توجیه اینکه حاضر نیست به منافقین ومارکسیستهادرمبارزه همراهی داشته باشد ضمن حرام دانستن مبارزه، اعلام داشته می خواهد به کار علمی و فرهنگی بپردازد. سایت هاشمی در ادامه آورده است پس از این جلسه آیت الله خامنه‌ای تا پیروزی انقلاب اسلامی با آقای مصباح قهر بوده و این دو پس از انقلاب آشتی کرده اند.

از سوی دیگرپایگاه  اطلاع رسانی آقای مصباح  یزدی درعکس العملی نسبت به این مساله موضع گرفت ونوشت :

پیش از پیروزی انقلاب، مقام معظم رهبری و آقای هاشمی رفسنجانی توسط آقای قدوسی وقتی تعیین کردند که برای صبحانه به منزل ما تشریف می آورند. در آن جلسه صبحانه غیر از این دو بزرگوار، شخص دیگری نبود. آقای هاشمی عنان سخن را به دست گرفتند و از این جا شروع کردند که: ما سال‌ها با هم همکاری‌های فرهنگی و سیاسی داشتیم، اما مدتی است که تو کنار کشیدی با ما نیستی. امروز ما یک جبهه ضد امپریالیسم تشکیل دادیم و همه کسانی که با امپریالیسم و استعمار مخالفند باید برای پیروزی در این جبهه مشارکت کنند .... بنده به ایشان عرض کردم: آقای هاشمی، من طلبه هستم که دغدغه‌ام اسلام است. اگر این یک حرکت اسلامی است و بناست کاری برای اسلام شود، بنده هم هستم. حال، بنده در این جبهه ضد امپریالیسم باید چه کار کنم؟ ایشان گفتند مساله شریعتی و شهید جاوید و ... را باید کنار گذاشت. حتی ما با مارکسیست‌ها باید اتحاد داشته باشیم! ما باید با تمام گروه هائی که ضد امپریالیسم هستند از مارکسیست ها، مجاهدین، طرفداران شریعتی تا طرفداران صالحی نجف آبادی و دیگران اتحاد داشته باشیم و مخالفت را کنار بگذاریم و فقط با امپریالیسم مبارزه کنیم! گفتم: مطرح کردن صالحی که دیگر معنا ندارد، ولی از من چه می خواهید و پیشنهادتان چیست؟ گفتند: بیا و با مجاهدین همکاری کن! گفتم: من آن‌ها را نمی شناسم. چیزهائی درباره آن‌ها شنیده ام، اما تا آن‌ها را نشناسم همکاری نمی کنم.... من تا کسی را نشناسم که برای اسلام کار می کند با او همکاری نمی کنم. از اول تا آخر این گفت و گو مقام معظم رهبری هم نشسته بودند و هیچ نمی گفتند و فقط صحبت‌های آقای هاشمی بود و جواب‌های بنده. پس از این گفت و گو آقای هاشمی با ناراحتی منزل ما را ترک کردند و رفتند و ...

اما آن نکته ها!

نکته اول

 آقای مصباح با اینکه سایت هاشمی از او نامی درحاشیه ملاقات هاشمی با بیت آیت الله شهید قدوسی نبرد، با جوابیه ای که داد عملا تایید کرد مخاطب این گفته خود او بوده است . از قضا درآن جلسه

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : چهارشنبه 1393/07/23

ازدیروز که یادداشت "ایمان به تاراج دروغ رفته" دربیان یک حقیقت و رد یک ادعا در این وب منتشرشد بعضی درتماسهای مکرر وپیامهایی که گذاشته اند در مورد آقای جعفری ومواضع سابق وی در دفاع از احمدی نژاد و...  و ارائه لینکهای مرتبط با ادعایشان دلسوزانه مرا از حمایت ازایشان بازداشته اند حتی بعضی گفته اند ایشان سردار سپاه نیست .به این دوستان گفته ام من به مواضع قبلی وی کاری ندارم بلکه در این یادداشت در مذمت دروغ  گفته ام  آقای جغفری برخلاف آنکه گفته شده در ایران نبوده تا چنین اظهاری را بکند، نه تنها درایران بوده که به شهادت اسناد درملاقات 31 شهریور با آقای هاشمی هم حاضربوده است. دیگراینکه خود او به من گفت تکذیبیه منتشره  درسایت 598 ورجانیوز و  ...کار من نیست.

خوب است دوستان سایت 598 و.. بجای توهین به اینجانب و ادامه توهین وطعنه به هاشمی به مردم توضیح بدهند چرا این دروغ را منتشر کرده اند.



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : سه شنبه 1393/07/22
زنده باشی "هاشمی"، ای کوه صبر انقلاب

                     در بیابان، تشنه می داند بخوبی قدر آب "

تازه از زیارت کربلا ونجف آمده ام و به این زودی نمیخواهم به این زودی از حال وهوای عرفه خارج ووارد درگیریهای سیاسی شوم وهزار گرفتاری وکارعقب مانده هم دارم وبیمار هم هستم اما این دوروزخبرها وپیامهایی بمن رسید وخواندم وشنیدم که بعنوان یک شاهدعینی احساس تکلیف کردم  حقیقت را آنگونه که شاهد آن بوده ام بنویسم.

اول

سه شنبه هفته قبل بازنشسته سپاه محمدرضا جعفری با من تماس گرفت .

وی در ملاقات 31 شهریور رزمندگان با آیت الله هاشمی که من هم حضورداشتم شعربالا را درپایان صحبتش با هاشمی خواند و نشست.تصویر وگزارش این دیدار  درسایت هاشمی وجوددارد.

دوم

سه شنبه هفته قبل  که ازعراق برگشتم آقای جعفری بمن تلفن زد وپرسید آیا خاطره نا گفته اش را درباره دیدارش با امام درسایت هاشمی دیده ام؟ " بعد گفت دوست دارم ببینید ونظرتان را بدهید. گفتم من تازه به کشوربرگشته ام می ببینم. خاطره اش رادیدم ونظرم را به اوگفتم .اظهارمحبت کرد وتواضع نسبت به نوشته هایم ومواضعم.

سوم

با کمال تعجب آقای جعفری امروز 5 شنبه درچند پیام نگران کننده گفت اطرافیان آقایی! درقم او را بخاطراین نقل خاطره تهدید به دستگیری وزندان کرده اند .می گفت آن آقا گفته وی با این خاطره مثل این است که به او موشک شلیک شده است.

می گفت می خواهند او را دستگیرکنند.به اوگفتم

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی

بحث جانشینی پیامبرازمسایل مهم تاریخ اسلام ومسلمین است بنظرمی رسد اساسی ومبنایی ترین دلیل اختلاف شیعه وسنی درامر جانشینی رسول الله این است که اهل سنت معتقد به انتخاب اما م توسط مردم هستند اما پیروان مذهب تشیع این امر را همانند انتخاب خود پیامبرازسوی خدا امری انتصابی واز سوی خدا می دانند.

شیعه باهمه عظمتی که برای رسول خدا قائل است به پیروی ازایشان معتقد است این امرازاختیارات رسول الله نیست وایشان هم ناگزیراست فردی را به مردم بعنوان جانشین خود معرفی کند که خدا به او معرفی نموده باشد.هم برهمین مبناست که درغدیر خم آن اتفاق بزگ افتاد وفرشته وحی نازل شد و وی را - که از مخالفت مردم با معرفی علی بعنوان جانشین خود بیمناک بود با عبارت والله یعصمک من الناس خدا تورا از آسیب  و گزند مخافلت بعضی مردم محافظت خواهدنمود - به معرفی علی به مردمی که از حج برگشته وعازم شهرهای خود بودند توصیه جدی نمود.البته خدا دراین مساله نظروعلاقه  رسول خود را درصلاحیت وبرتری علی بردیگران درجانشینی پس از پیامبر می دانست وهمین هم تاییدشد.

طبری مورخ معروف درجلد سوم کتاب تاریخ خود (ص340) و بلاذری مورخ معروف درجلد دوم کتاب انساب الاشراف خود (ص102)این روایت مهم تاریخی را آورده اند.

می نویسند:

هنگامی که رسول خدا د عوت خود را به قبایل مختلف حجازاظهار کرد وازآنها خواست به او بگروند ،قبیله بنی عامرنزد رسول خدا آمدند وگفتند: ما همگی مسلمان می شویم ودعوت تو را می پذیریم اما برای این اسلام آوردن مان ،یک شر ط با تو داریم وآن اینکه پس از شما جانشینی تان درمردی از قبیله ما قرار بگیرد.حضرت شرط آنها را نپذیرفت وبه آنها جواب رد داد وفرمود: ان الامر الی الله یضعه حیث من یشاء. تکلیف جانشینی من  دراختیارمن نیست .به امرخداست وهرکس را که خواست انتخاب می کند.



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : یکشنبه 1393/07/20

 اینجا نجف است. شهرمن! شهرعلی . درنجف هیچ کس غریب نیست . نجف،انگاری شهرخود آدم است وچه میزبانی وصاحب خانه ای بهتر ازعلی که بگفته رسول-  که  بعد از خدا تنها علی شناس آدم است-  پدر امت محمد است.من هیچوقت از نجف سیر نشدم ونمی شوم.

وسایلمان را درهتل قصرالعرب درنزدیکی مقبره صافی صفا –همان دوستدار علی که علی را ندیده از دنیا رفت وعلی با اعجاز از مدینه به این نقطه آمد و او را به دست مبارک دراین محل درنجف بی ساکن حتی یک نفر دفن نمود- می گذارم و برای نماز راهی حرم می شوم.پنج دقیقه ای هتل تا حرم فاصله دارد. نرسیده به حرم اذان می دهند .باید کفشها را بدهم واین معطلی دارد و به نماز جماعت نمی رسم. راه را کج می کنم وبه مسجدهندی  در خیابان الرسول که مسجد مرحوم آیت الله حکیم است وقبر وی در زاویه این مسجد قرار دارد می روم تا فیض نمازجماعت  را از دست ندهم.پس از نماز وارد حرم می شوم .چشمم می خورد به دو روایت از رسول در شان امیرکه با خط خوشی بر روی شیشه سبزی در بالای اولین در ورودی به داخل حرم پس از ورود به ایوان طلا نوشته شده اند آدم را از فرط شگفتی درجا میخکوب می کند. روایت این است:

لو وضعتا السموات والارضین فی کفه و وضع ایمان علی فی کفه لرجح ایمان علی! با اینکه بارها این روایت را درسفر قبلی خوانده ام ولی ازخواندنش سیر نمی شوم نگاه می کنم وچند بار با زبان دلم می خوانم .خدایا این علی کیست .شگفت وصد شگفت !

اگر وزن ومنزلت وقدر و ارزش آسمانها و زمینها - نه تنها هفت آسمان ،که همه آسمانها-  را درکفه ای بگذارند وایمان علی را درکفه ای دیگر قرار دهند، ایمان علی بر آنها برتری پیدا می کند وسنگینی می کند!

وارد حرم می شوم ومثل همیشه زیارت امین الله را می خوانم .به دوستان نزدیک غالبا یکی از توصیه های من خواندن این زیارت پس از نماز صبح است .می گویم صبحتان راهر روز با انس با علی آغاز کنید وامیدوارم که این توصیه از دل برآمده مخالصانه رزق بعضی دوستانی هم که این سفرنامه را می خوانند باشد و درهمین کلمات نهاده شود باشد که از فردا چنین کنند .

در این ضریح سه قبر هست  قبرآدم ونوح وعلی .

به نوح وآدم هم سلام می دهم . به روایت صحیح امام صادق سر مبارک سیدالشهدا علیه السلام نیز دربالای سر امام  و این دو پیامبر دفن شده است.از وقتی خوانده ام که امام به احترام دفن سر امام دراین 



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : جمعه 1393/07/18

آدم در می ماند درتاریخ چه بر سر بعضی حوادث آمده است!

167 صحابه  رسول خدا آمده اند وشهادت داده اند که دیده اند رسول علی را در روز غدیر درصحرای خم  به مردمی که با او به حج آمده بودند وبه تاریخ وبلکه به بشریت معرفی کرد.

جالب اینکه رسول از بعضی شعرای معروف مثل حسان بن ثابت که در این جمع تاریخی حاضر بود خواستند این حادثه مهم را به شعر را در آورد که وی هم بالبداهه این شعر راگفت:

ینادیهم بیوم غدیر نبیهم...

خود حضرت امیر هم دراین باره این اتفاق عظیم الهی اشعاری را سروده وبا آنها با معاویه احتجاج نموده است.

 اخیرا در سایت دوست عزیزم جناب آقای دقیقی بنام "نگاهی از جنس عمیق "می خواندم:

"جمع آوری اسامی راویان حدیث غدیر  که نتیجه زحمات بزرگانی همچون میرحامد حسین و علامه امینی استـ بیانگر این است که هیچ حدیث نبوی به اندازه حدیث غدیر در میان شیعه وسنی روایت کننده ندارد.

راویان حدیث غدیر از مردان صحابه 160 نفر، و از زنان صحابه هفت نفر، و از تابعین یعنی کسانی که رسول را ندیدند ولی صحابه وی را درک کرده اند100 نفر ثبت شده اند."

چه اتفاقی در چه روزی و برای چه کسی افتاد و اینقدر در پرده مظلومیت ماند!.

سلام بر غدیر وغدیریان

عیدغدیر برهمه دوستان هزار مبارک!

 



ارسال توسط غلامعلی رجائی