به دست من امروز جز این قلم نیست , باری خدمت می کنم
ابوالفضل بیهقی

 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۶/۲۸

فیلم زیر را حتما دانلود کنید و ببینید

دانلود
------------------------------------------------------------------

مطالب مرتبط:

عظمت عالم هستی

 



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۰۸

امروز داشتم کتابی را که مرکز فرهنگی امام خمینی دانشگاه آزاد اسلامی برای بررسی بمن داده اند که درباره وصیت نامه امام خمینی است می دیدم. کتاب را جمعی از نویسندگان تهیه کرده اند ومن و سرکاردکترخانم طباطبایی همسرگرامی یادگار امام ناظرعلمی آن هستیم.

دراواسط کتاب رسیدم به وصیت نامه مرحوم آیت الله مرعشی نجفی .فرازهایی زیبا دیدم که حیفم آمد شما نبینید.

درفرازهایی ازآن آمده بود:

-  سفارش می کنم به مداومت این دعا پس از ذکر رکوع خصوصا در رکعت آخر:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و ترحم علی عجزنا و اغثنا بحقهم .

(توضیح-  درجایی دیدم ایشان درتشرفی که درمسیرمسجد سهله به خدمت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف داشته اند والبته پس ازتشرف متوجه شخصیت امام شده اند، این دستور را از آن حضرت شنیده اند این ذکرهمان است که مرحوم آیت الله العظمی بهجت بی استثناء آن را پس ازذکر رکوع می خواندند.)

- سفارش می کنم برخواندن و قرائت قرآن شریف وهدیه وثواب آن را به ارواح شیعیان آل رسول ازآنانی که بازماندگانی ندارند نثارکنید من شخصا بارها ازاین عمل که سبب توفیق بیشتر دراموربوده تجربه آموخته ام.

این فرازخواندنی والبته تکان دهنده است:

-  آخرین سخن

من بارم خیلی سبک است وهیچ نگرانی ندارم. تنها یک چیزمرا زجرمی دهد وآن این است که می ترسم درایام زندگی ام نوشته یا صحبتهای من درهرموردی باعث شده که حقی ناحق شود یا درهمسایگی ما گرسنه ای بوده باشد وما غذای سیرخورده باشیم که والله، بالله، تالله اگرچنین چیزی بوده من آگاهی نداشته ام.

- شما هم بارتان را سبک کنید و از تجمل و خانه پرستی وخانه بزرگ و...بپرهیزید که همه چیزظرف چند دقیقه نابود می شود!



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : جمعه ۱۳۹۴/۰۵/۰۲

این روزها درادامه شنیده هایم از دیگران که حتما رزق معنوی من است ورزق است وتصادف نیست چون درنظام هستی تصادفی وجود ندارد به مرگی زیبا برخوردم.قبلا دریادداشتی درروزنامه اطلاعات در مورد مرگهای زیبا درتاریخ نوشته بودم وازجمله به نقل ازعروس امام سرکارخانم فاطمه طباطبایی که شاهدمرگ پدرشان بوده است ومی گفت دیدم پدرم درآخرین لحظه عمرخودحالت نیم خیزپیدا کرد وبه نشانه ادب دست به سینه نهاد وبه روبه روخیره شد وگفت السلام علیک یااباعبدالله وجان داد- اشارتی داشتم.

ماجرا ازاین قرار بودکه به رسم همیشگی روزهای تعطیل به مسجد سیدسجاد درمجیدیه جنوبی رفته بودم که امام جماعت آن عالمی وارسته وخداترس یعنی جناب حجت الاسلام والمسلمین هاتفی است وی را ازدوره اول مجلس که نماینده قروه کردستان بود وبه مقر تبلیغات سپاه منطقه 8 خوزستان به اهواز می آمد ،می شناسم .ازجمله نمایندگانی بود که برخلاف بعضی به صندلی مجلس نچسبید ودرتهران ننشست وبی دعوت وبر اساس وظیفه مکرر به جبهه می آمد وبه جمع رزمندگان اسلام در یگانها می رفت وبا بیان شیوایی سخنرانی می کرد.خدایش جزای خیرمرحمت کند.

دریکی از روزهای پایانی ماه مبارک رمضان امسال،که  ایشان بین دونماز ظهر وعصربرای مردم سخن می گفت و به آمادگی برای مرگ اشارتی داشت خاطره ای از درگذشت مرحوم پدرش را برای مردم بیان کرد .

می گفت پدرم مرحوم حاج شیخ محمدعلی  سالی دوماه از تهران به قم می آمد ودرمنزل من ساکن بود .درسال 1368  که به مرز 86 سالگی رسیده بود ،روزی ازایام فاطمیه دوم به تهران رفتم تا ایشان را به قم بیاورم .وقتی داشت ازمنزل بیرون می آمد گفت آن ساک مراهم بیاور. پرسیدم ساکتان را برای چه می خواهید ؟گفت فکرمی کنم دیگر به تهران برنمی گردم. در این ساک، کفن وسدر وکافور و..گذاشته ام،بعد گفت وقتی از دنیا رفتم مرا درقم دفن کن.من از شنیدن این حرف ، یکه ای خوردم وگفتم خدا انشالله سایه شما را برسرما نگه دارد.

درقم که بود مریض شد وی را دربیمارستان آیت الله گلپایگانی بستری کردیم .دوسه روزی که از بستری شدنش گذشت، گفت مرا ازاینجا به خانه ات ببروالا اگر دراینجا بمیرم حلالت نمی کنم. معلوم شد به اوالهام شده بزودی از دنیا می رود ونمی خواهد دربیمارستان از دنیا برود .گفتم: آقاجان، تشخیص پزشک این نیست. با پزشک مشورت کردم. گفت ما جایزنمی دانیم اینکاررابکنیدولی میل خودتان است.اورا به منزل منتقل نمودم.

چندروز از این ماجراگذشت .یک روز که در دومدرسه به مناسبت شهادت بی بی دوعام حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها سخنرانی داشتم حدود ساعت دوبعدازظهرکه به منزل آمدم ودرپایین پای پدرم برای استراحت دراز کشیدم ، ناگهان صدایی مرا بخود آورد که: بلندشو! اینجا جای خواب نیست! .دیگران دراین اتاق حضوردارند!

 باید یاد آوری کنم مرحوم پدرم در روزخای آخر نای صحبت نداشتند و سخنشان را می نوشتند.

امتثال امر کردم وازجا برخاستم.چون فضای اتاق را غیرطبیعی دیدم بلافاصله خواهرم را صدا کردم.تا بربالین ایشان نشستم وسوره یاسین را قرائت کردم، از دنیا رفتند. دکتررا خبرکردیم .تا چهره پدرم را دید گفت :چه نورانیتی دارد.من تاکنون چنین چهره ای نورانی ندیده ام.معاینه کرد وگفت ازدنیا رفته اند.

وقتی امروز به آقای هاتفی گفتم نسل چنین روحانیونی با چنان صفای باطنی بتدریح دارد ازبین می رود ومن قصد آن دارم این مطلب را بنویسم، لبخندی زد وگفت: مرحوم پدرم صفا و معنویت عجیبی داشت .درسال حدود 1337 که من شش ساله بودم درروستای " ورچه" خمین که زادگاه من است، سیلی آمد ورفته رفته به روستای ما نزدیک ونزدیک ترمی شد .مردم روستا سراسیمه به سراغ پدرم آمدند وگفتند سیل شدیدی  دارد می آید واگر به روستای ما برسد همه چیزما را با خود می برد ودربرابر این سیل ریختن خاک وگونی های پرازخاک فایده ای ندارد. فکر و دعایی بکنید .

پدرم تا اضطرار مردم را دید قرآنی به دست گرفت و از منزل بیرون آمد وبا مردم ده به بیرون از روستا رفتند. من هم درخدمتشان بودم. بیرون روستا که رسیدند قرآن را بازکردند ودست برآسمان برداشته ولحظاتی با چشمان اشکبار به سمت سیل دعا کردند. من به چشم خودم دیدم دراثراین دعا آب سیل درجهت عکس برگشت وازروستا دورشد و رفت ! مردم از شوق مرتب صلوات می فرستادند وتکبیرمی گفتند.

آقای هاتفی می گفت: پدرم اصالتا اهل خوانساربود وبه همراه حاج سید فضل الله خوانساری داماد مرحوم آیت الله العظمی سیداحمدخوانساری بزرگ- که اززهاد برجسته عصرخود ودربازارتهران مسجد داشت- ازشاگردان مرحوم حاج شیخ عبدالکریم یزدی موسس حوزه علمیه قم بودند وازاراک با ایشان به قم آمدند وحجره این دو درکنارحجره حضرت امام درمدرسه فیضیه بود. پس از مدتی به دستورمرحوم حاج شیخ وبه دعوت مردم "ورچه" از توابع خمین برای تبلیغ دین ونشر معارف قرآن  به این روستا رفتند وساکن شدند.

بعدها که به تهران آمدند درهمین منطقه مجیدیه، مسجد سید سجاد را بنا گذاشتند وآقای خوانساری کلنگ تاسیس این مسجد را زدند وهرسال نیمه شعبان بدعوت پدرم به این مسجد می آمدند.

ایشان دوجلد کتاب بنام" درالثمین" نوشته که مجموعه ای از روایات معصومین علیهم السلام است.

اولیای خدا دربین ما مردم گم هستند .می بینیم سربه زیرانداخته ومی روند ومی آیند اما نمی دانیم زمین چه گوهرهایی را برپشت خود گرفته است.

خدای رحمت کند مرحوم استاد علامه  محمدتقی جعفری را که درسالهای سخت آغازین جنگ که درمحضرشان درکوچه زیبا بودم می فرمودند: فلانی راجع به آینده جنگ نگران نباش.نیمه شبها خدا می داند چه سجاده هایی که پهن می شود وچه دستهایی به دعا برداشته می شود وکاررا تمام می کند.

 رحمت خدا برروح چنین عالمان پاک وبا تقوایی که "حق پو"، "حق گو" و"حق جو" و"حق خو"بودند و جزبه حق نمی اندیشیدند . روحشان با اولیا وانبیای الهی محشور باد وجنت عدن الهی ماوای آنان .

لمثل هذا فلیعمل العاملون!.مرگ و زیستنی چنین غبطه آور است.

استدعای من این است به رسم ادب ،برای علو درجاتشان صلوات وفاتحه ای هدیه فرمایید.



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : جمعه ۱۳۹۴/۰۵/۰۲
گروه تروریستی داعش، علاوه بر عناصر انتحاری و خودروهای بمبگذاری شده، از جانورانی مانند مرغ نیز برای انجام عملیات تروریستی استفاده می کند.
به گزارش بولتن نیوز به نقل از العالم، روزنامه "دیلی میل" انگلستان تأکید کرد گروهی از عناصر داعش در شهر فلوجه عراق، در حال بمب گذاری مرغ‌ها، جهت استفاده از آنها در عملیات تروریستی در مناطق مختلف هستند.
به تازگی در شبکه‌های اجتماعی تصاویری از این مرغ‌ها منتشر شده، که البته هنوز درستی آنها تأیید نشده است.
دیلی میل به نقل از یکی از عناصر داعش تأکید کرد که این گروه تروریستی از هر وسیله‌ای برای رسیدن به اهدافش استفاده می‌کند.
پیش از این نیز در شهر عین العرب سوریه خبرهایی در خصوص اقدام عناصر داعش در بستن بمب به پای بزها برای انجام عملیات تروریستی منتشر شده بود.


ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۳۰

پنجشنبه گذشته توفیق داشتم از سوی آیت الله هاشمی به عیادت وسرکشی دو تن از چهره های برجسته وماندگار بازیگری کشور آقایان استاد عزت الله انتظامی واستادمحمدعلی کشاورز بروم.دیداری صمیمی بودوخودمانی.

استادانتظامی در سن 91 سالگی است والحمدلله سرحال  واستادکشاورز هم متاسفانه بیش از سه سال است بدلیل شکستگی استخوان ران و..درمنزل تحت درمان است و جزبرای درمان بندرت از منزل بیرون می رود.

به هردوعزیز گفتم توسط جمعی از هنرمندان کشور از محضر آیت الله هاشمی درخواست ملاقات شده است که ایشان پذیرفته اند وامیدواریم دردوسه هخفته آینده درخدمت شما اساتید محترم هم باشیم. 

جناب آقای سلیمانی مدیرکل روابط عمومی مجمع هم در این دیدارها تشریف داشتند.سلام آیت الله را رساندیم و هدایای مختصری را تقدیم کردیم.استادکشاورز دستخطی بعنوان تشکر وتقدیراز آیت الله نوشت واستاد انتظامی هم کتاب نفیس عکسهای خود را به ایشان تقدیم نمود.تصاویراین دو دیدارصمیمی در سایت روابط عمومی مجمع آمده است.

بیشتر فضای دور و براین اساتید از تصاویر دوره های مختلف عمر و بازیگری شان بود .

فصل مشترک بیانات این دو استاد مسلم سینما وتئاترکشور این بود که خدا را شاکرهستند که در زندگی شان کاری نکرده اند که الآن بابت انجام آن متاثر ومتاسف باشند.

رضایت هرکس از عملکردخود، نکته مهمی است که همه باید بدان توجه داشته باشیم.

استادکشاورز از مادی شدن عرصه بازیگری ودروغهایی که بعضی ها به دیگران- از جمله خود او- می بندند گله مندبود.

در دیدار با استاد انتظامی فرزند برومند و فرزانه ایشان استاد برجسته موسقی کشور جناب مجیدانتظامی وجناب آقای دری تهیه کننده سینما هم حضورداشتند.

ایسنا درگزارشی نوشت:



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۹

اخیرا مهندس صفایی فراهانی با روزنامه آرمان مصاحبه ای داشته وبا توجه به اینکه  دردولت اصلاحات معاون وزیراقتصاد بوده  ودرمسایل اقتصاد کلان کشور تسلط دارد به نکات مهمی دررابطه باعملکرد دولت قبل اشاره کرده است.

سه فراز این مصاحبه رابرای شما انتخاب کردم. 

-----------------------------------------------------------------------------------

یک غارت بزرگ اتفاق افتاده است. چرا برخی نمی‌خواهند این مساله را قبول کنند که اتفاق بزرگی دراقتصاد کشوربه وجود آمده و بسیاری از سرمایه‌های ملی و مردمی از دست رفته است.  

آقای جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور به ‌تازگی عنوان کرد صد میلیارد دلاراز پول‌های فروش کارخانجات اصل۴۴منابع مشخصی ندارد وسرنوشت نامعلومی پیدا کرده است.این سخن ازتریبون رسمی نظام و توسط معاون اول رئیس جمهورکه به جزئیات مساله آگاهی کافی دارد بیان شده است

هنگامی که احمدی‌نژاد دولت را تحویل آقای روحانی داد ۶/۹هزارمیلیاردتومان معوقات بانکی به حدود۷۷هزارمیلیاردتومان معوقات بانکی تبدیل شده بود. 

نکته جالب اینکه همه این معوقات بانکی با «نفوذ» گرفته شده و درمورد بعضی ازآنها وثیقه بانکی در این زمینه وجود ندارد! از سال ۱۲۹۰ که نفت ایران صادر شدکل پول فروش نفت که به خزانه ریخته شده رقمی حدود ۱۲۱۰میلیارد دلاربوده است. 

نکته جالب این است که بیش از۷۵۰ میلیارد دلار از این رقم در طول هشت سال دولت آقای احمدی‌نژاد رخ داده است. یعنی درآمد ایران در حدود ۹۰ سال حدود ۴۶۰ میلیارد دلار بوده و در ۸ سال بیش از ۷۵۰ میلیارد دلار!!

آقای روحانی به محض اینکه به ریاست جمهوری انتخاب شد این سوال را مطرح کرد که ۷۵۰میلیارد دلار پول فروش نفت درهشت سال گذاشته چگونه خرج شده است؟ مجلس شورای اسلامی هم پیگیراین مساله بود که این پول‌ها درچه راه‌هایی خرج شده است. 

خیلی ازاقتصاد دانان ومنتقدان نیز این سوال را مطرح کردند که به راستی این پول‌ها چگونه و درچه جایی خرج شده است.نکته جالب این است که اگرمصوبات مجلس شورای اسلامی درباره بودجه کل کشوررا از۸۴ تا ۹۲مورد بررسی قراربدهیم به این عدد و رقم نمی رسیم و در این زمینه کسری بزرگی وجود دارد.این درحالی است که هنگامی که احمدی‌نژاد دولت را واگذار کرده، خزانه کاملا خالی بوده و دولت به مقدار زیادی بدهی روی دست دولت آقای روحانی گذاشته بود.سوال اساسی این است که این پول‌ها کجا هزینه شده است؟

 



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : جمعه ۱۳۹۴/۰۴/۲۶

عیدسعیدفطر را به همه دوستان تبریک عرض می کنم و امیدوارم همه لحظه هاتون عیدباشد.

ماههای دیگرهم ما را به بندگی خدا می خوانند وفرقی با این ماه عزیز از دست رفته که براو گذشتیم ندارند.

 هعر قطعه از زمان بمثابه طرفی است برای ما که در آن عمل مان ریخته می شود خواه این مظروف صاف باشد یا خدای ناکرده غیرصاف وآلوده.

ماه مبارک فرصتی طلایی بود تا از ما جز  صفا و صافی زاده نشود!

درعید فقرا را فراموش نکنیم.



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : جمعه ۱۳۹۴/۰۴/۲۶

 کم کم اوقات مهمانی مخصوص خدا دارد به پایان شیرین خود نزدیک می شود. والا ما که همیشه مهمان خداهستیم. دیشب درخلوتی که داشتم بسیار بر رفتن این ماه پربرکت گریستم.برای تسکین وتسلای دل غمدیده گفتم بروم ودلم را به دریای جلسه ای بزنم و زدم. جلسه ای در نزدیکیهای امامزاده یحیی درجنوب تهران.

دیشب آخرین جلسه منبر ودرس تفسیر آیت الله سیدمحمدتقی مدرسی از مراجع ایرانی مقیم کربلا بود که سالهاست ماه مبارک را به تهران می آید وتفسیرمی گوید. البته حالات ،سکنات ،لهجه کنایات و گاه اصطلاحات ایشان که اصلا خراسانی ومشهدالرضایی است ،غالبا عراقی شده است .آقای مدرسی مرجع خوش فکری است ودرخوش فکری اش همین بس که یک ماه مردم واهل علم را برسر سفره قرآن می نشاند وبه نکات بدیعی  اشاره می کند.

بحث ایشان به آخرین آیات سوره فصلت رسیده است.ازمختصاتی که درمنبرایشان دیده ام وپسندیده ام،وجود مطالب غالبا غیر تکراری است و این نشان می دهد آیت الله ،هم آدم پرمطالعه ای است وهم می داند مردم ومخاطبان غالبا جوان گفته هایش جنس دست دوم نمی خواهند و دنبال مطالب بدیع اند.ازقضاخود ایشان هم درملاقات روحانیون پس از منبر که تاساعت دوبامداد به درازا کشید ،همین را گفت .

به اعتقادمن یکی از علل گریز جوانها از منبر وگفتگوهای یکطرفه مبلغین دینی همین است .خداکند دین گریزی باشد وخدای ناکرده به دین ستیزی نیانجامد.امسال سطح ونحوه روزه خواری  بعضی ها درتهران وغیرتهران - که ظاهرشان نشان می داد برای روزه نداری هیچ عذری ندارند- نشانگر این بود برای بعضی تجاهربه این عمل مساله ای عادی است.چرا اینگونه شدیم؟خیلی مخفی نیست.

جلسه حدودا ساعت دوازده ونیم شب یا نیم بامداد شروع شد.وقتی آیت الله گفت این جلسه آخراست، باخود که قصدم این بود فردا شب به این مجلس مفید بیایم ،گفتم ،چه خوب شد آمدم. غالب ماها با وعده های بیخودی درتاخیر چنین کارهای خوبی خیلی ضرر می کنیم واکثراوقات هم زمان بعدی هم درکارنیست که نیست. پای کار خیری که پیش می آید شیطانی از درون وسوسه می کند که حالاباشه بعد! ازکجا معلوم؟ وقت زیاد است! بعدا حتما انجام میدهی. بگذار برای بعد وهزار وسوسه وشبهه وتردید دیگر.

خدای رحمت کند کسی که درچنین مواقعی مواظب خود دل خود باشد. خودبان دل وانگیزه خود باشد .تقوا یک معنایش که من می کنم "خودبانی" است! به قول آن بزرگ:" دمِ درِ دلت به ایست وهرکس وناکسی را به آن راه نده " القلب عرش الرحمن!

نکات برجسته وبدیع منبر آیت الله مدرسی را که کم هم نبودند، درموبایلم یادداشت کردم که تقدیم محضردوستان می کنم.توصیه برادرانه من این است بکوشیم هرچندمختصرپس از ماه مبارک هم انس خودرا با تفسیرقرآن محافظت کنیم .پیامبر آمد که قرآن را بیاورد اما بعضی از ما به آن بی اعتناییم. مهجوریت قرآن را حتی انقلاب نتوانست از بین ببرد.این اعتقاد من است.درهمین تهران چندجلسه تفسیر درماه مبارک برگزارشد؟

چقدرکشنده است شکایت قرآن وصاحب آن رسول خدا ازامت اسلام درقیامت، که یارب، این مردم به کتاب تو با همه شفا بخشی آن بی اعتنا بودند.

ازعذابهای قیامت یکی همین خجالتهاست که بعضی می کشند.اصلاعذابی هم درکارنباشد،که هست، همین خجالتها کفایت می کند .البته برای آنها که برای خود وزن وقدری قائل هستند !

نکات منبر این بود:

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی