X
تبلیغات
وب سایت غلامعلی رجائی

به دست من امروز جز این قلم نیست , باری خدمت می کنم
ابوالفضل بیهقی

 
تاريخ : جمعه 1393/01/29
 چه کار خوبی کرده اند کسانی که شجره نامه جناب خاتمی را منتشر کرده اند.چقدرمن ازاین سید نجیب خوشم می آید .سیدی که قدرت دراو تغییری ایجاد نکرد.سیدی که هروقت دیدارش می کنی ازاخلاق و رفتاراوعطرمنش جدش امام حسن علیه السلام به مشامت می رسد.

ازکارهای خوب این سید دوست داشتنی، برگزاری روضه جده اش فاطمه زهرا سلام الله علیهاست دردفترش درخیابان یاسر. روضه ای که بسیارمتفاوت ازسایر روضه هاست. دراین روضه درابتکاری خاص، فرزندان حضرت زهرا که مدام هم را  پسرعمو می خوانند یعنی سادات عزیز همه کاره هستند. ازاجرا توسط جناب سهیل محمودی تا شعرخوانی و سخنرانی و بالاخره تک خوانی هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی سنتی همچون مختاباد و.. برگزاری بدون حاشیه چنین مراسمی دراین چند سال نشان می دهد خوشبختانه برخلاف اتفاق تلخ حمله بعضی ها در شب عاشورا درحسینیه جماران به روضه ای که خاتمی در آن روضه مصیبت علی اکبر علیه السلام را می خواند وعده ای حرمت مجلس عزای سیداشهدا را نگه نداشتند و مجلس را برهم زدند منتقدین اصلاحات هم به این نتیجه رسیده اند که باید هرچه بیشتر به سمت عقلانیت پیش رفت واز برخوردهای حذفی وتخریبی به سرعت فاصله گرفت.



ارسال توسط غلامعلی رجائی
دیروزعصر با تنی چند تن ازدوستان صدیق و رفیقان شفیق برای عید دینی به منزل یکی ازدخترهای جناب مهندس موسوی رفتیم. جای بعضی ازشماها! خالی یکی ازدوستان که تازه از زیارت کربلا آمده بود به خانم موسوی گفت برای پدرتان مکرر زیارت کرده ام.تشکرکرد.من هم گفتم درسفرنامه ام نوشته ام به نیابت ازجناب مهندس درپیاده روی اربعین ،مقداری ازمسیرنجف به کربلا را، راه رفته ام.تشکرکرد.از وی خواستم این مطلب را به پدرش برساند.

دخترجناب مهندس موسوی از وضعیت حصر والدین مکرمش حرفهای ناشنیده زد.حرفهایی که روزی بناچارشنیده خواهند شد وبدون تردید تاسف بسیاری را برخواهد انگیخت.

امیدوارم تدبیردلسوزان نظام به زودی جواب بدهد و این حصر بی نتیجه ازمیان برداشته شود.ما برای ادامه راه امام عزیز وتحقق اسلام رحمانی،مسولیت دشواری داریم.بسیاردشوار! اینقدردشوارکه....!



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : جمعه 1393/01/29

اگر خدا بخواهد دردوهفته آینده دو سخنرانی درجمع اساتید ودانشجویان وفعالان سیاسی دربعضی استانها دارم. امروز که داشتم مطالبی تهیه می کردم و سری به کتاب سیره شهید بهشتی زدم که این مطلب نظرم را جلب کرد .با اینکه سالها از تالیف این کتابم می گذرد  احساسم این بود که این  خاطره را من ننوشته ام! شاید لازم باشد دوباره این کتاب را بخوانم.

خاطره ای که آقای محمد جواد رجاییان از دوستان شهید رجایی آن را برای من روایت کرده، این است :

یکی ازدوستان درجلسه ای درباره حرمت ریش تراشیدن سوالی ازشهید بهشتی کرد .ایشان درپاسخ او جواب خیلی جالبی داد.پاسخ را با مثالی داد وگفت:از بین دو نفرکه یکی ازآنها ریش دارد وگاهی دروغ می گوید ودیگری که ریش ندارد وهمیشه صورت خود را اصلاح می کند ولی اصلا دروغ نمی گوید شما مطمئن باشید آنکه هر روز ریش خود را می تراشد ولی دروغ نمی گوید ،پیش خدا مقرب تر از کسی است که ریش خود را نمی تراشد.تنها جوابی که ایشان به این سوال داد این بود. (سیره شهیدبهشتی /ص 608)

خدایش بیامرزد و با جدش امام حسین علیه السلام محشور فرماید.بزرگا مردی که او بود.

لعنت خدا برآنان که این گوهر ارزشمند را ازخرانه ملت ما خالی  کردند واین شخصیت برجسته را از ایران گرفتند. شهید بهشتی از بزرگترین سرمایه های معنوی وسیاسی ایران عزیز بود.نثار روح مطهرش صلوات و فاتحه ای هدیه فرمایید.



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : سه شنبه 1393/01/26

این نظر را دوست عزیزم جناب آقای اثنی عشری در پاسخ کسانی نوشته که صحت روایت وی در باره گفته آن رفته را! در ارتباط با جبهه روها درسال 66 که خود از او شنیده زیر سوال برده اند. به خواندنش می ارزد!:


درود برهمه دوستان , اعم از اینکه موافق گفته و نوشته خاطره بنده هستند و یا مخالف . اما در پاسخ به آنان که سند و مدرک خواسته اند:
1 - گفته و نوشته جناب قالیباف که در سایت ایسنا منتشرشد:
 احمدی نژاد حتی یک روز سابقه ی قبل از انقلاب ندارد، حتی یک سیلی در راه انقلاب نخورده است،؛؛ اگر بوده بیاید بگوید کجا. احمدی نژاد جبهه و جنگ را اصلا ندیده؛ اگر یک روز در جبهه بود تاحالا هزار بار گفته بود؛؛
2 - جناب رجائی کاملاً درست گفته و حقیقت را نوشته اند. البته هاشمی ثمره و صادق محصولی شاهد این مذاکره بودند ولی آن 2 نفرهم مثل احمدی نژاد, نه قصد جبهه آمدن داشتند و نه آمدند!! ایضاً محمد علی احمدی که رئیس ستاد تبلیغاتی ریاست جمهوری احمدی نژاد بود و سپس وزیر آموزش و پرورشِ دولت وی شد را هم به جمع حاضر, درآن گفتگو اضافه کنید.

                                                               محمدعلی اثنی عشری



ارسال توسط غلامعلی رجائی

قبل از عید مصاحبه ای داشتم با سایت جماران .نمی دانستم درایام عید که من کمتر به سایتهای خبری سر می زدم منتشر شده است.چند روز پیش، از مسول سایت آیت الله هاشمی شنیدم بخشهایی از آن را انتخاب و در سایت ایشان منتشر نموده است.

متن این مصاحبه را می خوانید:

غلامعلی رجایی: نظر آن هایی که رای مردم را تزیینی می دانند، ریشه در اسلام ناب ندارد.

مصاحبه با غلامعلی رجایی پر است از نکات جالب. معتقد است میزان رای ملت استِ امام، یعنی این که حتی مردم اگر نظام را هم نخواستند، مختارند. بر این عقیده است که قرآن کتاب مردم است و سنت نبوی و سیره علوی هم تاکید بر مردم دارد، بنابراین دیدگاه فقهی که رای مردم را قبول ندارد، ریشه‌اش در اسلام ناب نیست. اینها همه بخشی از نکات خواندنی ای است که رجایی در مصاحبه با ما گفت.
در ادامه متن گفت وگوی جماران با غلامعلی رجایی، دکترای تاریخ از دانشگاه تربیت مدرس و محقق را می‌خوانید:

امام خمینی‌(س) در خرداد سال 58 جمله «میزان رای ملت است» را گفت که این جمله در ادامه حیات جمهوری اسلامی تبدیل به مرزبندی بین جناح های فکری و سیاسی می‌شود، این جمله بر چه پایه‌هایی استوار است؟ از کجا نشأت می‌گیرد؟ سرچشمه‌هایش در کجاست؟ به قول عامیانه چقدر زیر پایش سفت است و تا چه حد در تار و پود نظام تنیده شده است؟

این جمله از جمله‌های خاص امام است. امام یک سری جملات عام دارد و یک سری جملات خاص و این جمله خیلی در جهت گیری‌های بعدی خود ایشان و نظام تعیین کننده شد. سرچشمه این جمله، قرآن است، قرآن کتاب «الناس» است، با مردم سر و کار دارد، یک پنجم قرآن تاریخ و قصص تاریخی است تا مردم عبرت بگیرند. اصلاً پیامبران بعثت‌شان برای مردم است وگرنه خدا عقل را به آن‌ها داده بود و با عقل می‌توانستند تصمیم بگیرند اما چون عقل را غبار شهوت، حرص، حسد، کینه و ... می گیرد، قاعدتاً باید افرادی غیر از همان انسان‌ها بیایند تا آن غبار را بزدایند که می‌‌شوند پیغمبران، می‌شوند حجت بیرونی. والا حجت درونی غالباً کفایت می‌کند و انسان خودش، راه خودش را می‌فهمد، در قرآن هم هست که «بل الانسان علی نفسه بصیره» خود انسان می‌تواند بفهمد چه چیزی غلط و چه چیزی درست است، «بعثت» یک جنبه لطفی دارد، این لطف خداست که پیامبران را می‌فرستد و عقل را هدایت می‌کنند. بنابراین ریشه آن قضیه بر می‌گردد به این که پیامبران با مردم سر و کار داشتند و با مردم حشر و نشر داشتند و مانند ایشان بودند. امیرالمومنین‌(ع) در توصیف پیامبر(ص) می‌فرمایند که مثل بنده یا برده می‌نشست و مثل برده غذا می‌خورد و می‌دانست که بنده است.

خب حالا اگر موضوع پیامبران مردم هستند و آنها آمده‌اند تا مردم را از طواغیت و ستمگران نجات بدهند، رای این مردم در کجاست؟ بدون تعارف در حدود الهی رای مردم هیچ دخالتی ندارد و پیامبری نیامده است که حدود الهی را به رفراندم بگذارد! این حدود قطعی و منشا و سرچشمه آن وحی بوده است ولی سیستم اجرایی و دیوانی این حدود نباید طوری باشد که مردم از آن تنفر داشته باشند. مثلاً کسی می‌خواهد زکات بگیرد، به وی توصیه می‌کنند که با مردم خوب برخورد کنید و اگر گفتند نداریم از آنها قبول کند. این خیلی مهم است. طرف مقابل می‌گوید بیش از این ندارم اما شما می‌دانید که بیشتر دارد اما پیامبر توصیه می‌کند همین را که می‌گویند از آن‌ها بپذیر، میزان را بگذار به این رای و نظر، نه این که استنطاق، تحقیق و تفحص کنید و به چیزهای دیگری برسید. حال نظام‌های زمان پیامبر(س) بسیط بوده، اما بحث امام رویکردش مربوط به قرون جدید است؛ مثال دیگر این‌که اگر دو نفر بودند که شرایط امام جماعت شدن را داشتند، آن که خوش تیپ‌تر و خوش چهره‌تر هست را انتخاب کنید و اقبال مردم در این قضیه شرط است. یا قرآن می‌گوید بعضی از «حدود» را در منظر مردم اجرا کنید تا مردم ببینند.

یعنی شما معتقدید که نگاه مردم به رای ملت و میزان دانستن آن، ریشه در این نگاه تاریخی دینی و ریشه قرآنی و اسلامی دارد؟

بله، به نظر من این ریشه در کتاب خدا دارد و مردم در کتاب خدا، عاطل و باطل نیستند. ما در قرآن تعبیری داریم که می‌گوید «الا بحبل من الله و حبل من الناس» یعنی ریسمانی که یک طرف آن دست خدا و طرف دیگرش دست مردم است. در سیره پیامبر هم می‌بینیم به حضرت امیر می‌فرماید که وقتی مردم تو را نخواستند، برو و در خانه بنشین. این خیلی مهم است، ایشان شرایط را می‌دید و می‌فهمید که ممکن است رویکرد مردم به حضرت علی‌(ع) جذبی نباشد، برای همین تکلیف از ایشان ساقط می‌شود. امام تعیین شده الهی است اما امام در فضا و خلأ که نمی‌تواند امامت کند.

آقای دکتر، شما ریشه حرف امام را در سیره نبوی و رویکرد علوی می‌دانید اما از سوی دیگر برخی گروه‌ها حتی با استفاده از نام امام خمینی، رای مردم را بی‌اثر و زینتی می‌دانند ...

آن را هم توضیح خواهم داد اما باید این نکته را شرح دهم که ما از امامت و ولایت اولی‌تر نداریم اما اگر همین امامت و ولایت را مردم نخواهند و نپذیرند، باید در خانه بنشیند چون ایشان می‌خواهد حدود را اجرا کند، اما مردم قبولش ندارند، ایشان می‌خواهد نماز بخواند اما مردم اگر نخواهند پشت سرش نماز نمی‌خوانند. مردم را به جهاد دعوت کند، مردم به جهاد نمی‌روند. به یک معنا «حدود»  تعطیل می‌شود. برای همین تکلیف از وی ساقط می‌شود. مانند این که شما امر به معروف کنید و طرف مقابل نپذیرد، اگر احتمال تاثیر بدهید باید امر به معروف کنید و اگر ندهید باید ترک کنید. پیغمبری که می‌داند حکم امامت تعطیل‌پذیر نیست و اگر امام تنها هم باشد باز هم امام است، اما به هر حال رای مردم اینجا ملاک و منوط است.

اما اینکه چرا عده‌ی این رای را جدی نمی‌دانند، باید گفت قرائت‌ها از اسلام متفاوت است، مشخصاً عده‌ای به خود من می‌گفتند مگر می‌شود



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : سه شنبه 1393/01/26

دیروز اولین جلسه تدریسم درمقطع ارشد درسال جدید بود. به دلیل انتقال محل پژوهشکده امام و انقلاب اسلامی به حرم امام، توفیقی بود پس ازکلاس به حرم امام بروم وبا امام که بنظرمن زنده ومرد ه اش یکی است دیدار و زیارتی داشته باشم . امروز در مصاحبه سرکار دکترخانم فاطمه طباطبایی همسر گرامی یادگار امام در باره همسر امام خواندم که ازهمسر امام نقل کرده بودند چون اهل شعر و شاعری بودند مصرعی را سروده اما در مصرع دومش مانده بودند و امام درخواب، مصرع دوم را به همسرشان گفته بودند!

دو رکعت نماز با آیاتی از قرآن به قصد اهدابه روح مطهرامام خواندم وقدری به تماشای زائرین مرقدش نشستم .نکته ای که برای من جالب بود این بود که زوارعراقی زیادی به مرقد امام آمده بودند و به همان سبک زیارت خودشان در عراق ضریح امام را می بوسیدند و با آن عکس می گرفتند. به گمانم به صورت کاروانی آمده بودند. به یکی از آنها نزدیک شدم .بوسه ای به ضریح زد و شنیدم  که به امام گفت: فی امان الله یا سیدی! آقای من به امان خدا!

عراقیها برخوردشان با چنین بزرگانی  برخورد با آدمی زنده است  به یاد دارم سالهاقبل صبح هنگامی درحرم جناب امیر مشرف بودم مرد میانسالی خود را به ضریح رساند .بر آن بوسه ای زد و خیلی صمیمانه به حضرت گفت: صباح الخیر یا اباالحسن! صبح بخیر!

نکته جالبتر، آمدن یک جوان محجوب آلمانی حدودا بیست ساله به حرم امام بود وسه خانم که می گفتند بلژیکی هستند .متولیان حرم برای ورود، به آنها چادرهای سفیدی داده بودند. مرد همراه آنها  که فرد مسنی بود دفترچه کوچکش را درآورده بود ویادداشتهایی می نوشت.

دیدن خانمهای خارجی با چادر نماز سفید در حرم امام صحنه ای جالب بود. سالها قبل در مسجدالحرام به کسی گفتم درانتظار روزی هستم که به گرد خانه خدا فقط عربها وایرانیها وپاکستانیها هندیها وترکها ومالزیاییها و...نباشند اروپاییان بیشماری را هم در احرام درطواف خانه دوست ببینم.

قرائت قرآنم که تمام شد به ضریح امام نگریستم . با خود گفتم  چقدر خمینی پیش خدا منزلت دارد که لحظه ای دور ضریحش از رفت وآمد مردم خالی نیست به یاد این آیه افتادم که:  کسانی که ایمان می آورند وعملی شایسته دارند خداوند رحمن در قلوب مردم مودتشان را قرارمی دهد :ان الذین امنوا وعملوالصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا!



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : یکشنبه 1393/01/24

جناب آقای امیر میانجی از هم دانشگاهی‌های آقای محمود احمدی‌نژاد در دانشگاه علم وصنعت با ارسال نظری به اینجانب نوشته من در 20 خردادسال 88 همین مطالب را به وی درنامه ای که درسایت آفتاب یزد منتشرشدنوشته ام .

بنظرم رسید بعضی که خیال می کنند در نقد آن مرد برای همیشه رفته !بغضی درکار است این نحو مطلب رابخوانند وطاقت بیاورند ومطمئن باشند این قلم  نسبت به هیچ کس بغضی ندارد.افسوس من این است که این فرصت که  این روزها درجهت بازشناخت رفتار وعملکرد آن  مرد رفته بکار گرفته می شود می توانست صرف دقتهای علمی بشود  و نشد. ولی چه می شود کرد.مسولیتی برعهده این قلم است که نمی توان از آن کناره گرفت.

منی که نام شراب از کتاب می شستم

                                                       زمانه کاتب دکان می فروشم کرد!

متن نامه وی را اگر نخوانده اید، بخوانید:

باسمه تعالی
آقای رئیس جمهور یادتان هست؟!
 
جناب آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور محترم، بنده هم دانش آموخته دانشگاه علم و صنعت هستم و با شما و اطرافیانتان از دوران داشجویی آشنایی دارم و اتفاقا در گروه‌بندیهای سیاسی جزو اصولگرایان به حساب می‌آیم و مطالبی که می‌خواهم برایتان یاد آوری کنم را اصلا قصد نداشتم بیان کنم و برای خودم به عنوان خاطراتی از دوران تحصیل بایگانی کرده بودم؛لکن عملکرد 4 ساله حضرتعالی در دولت و مناظرات و سخنرانی‌های شما مرا بدین فهم رساند که حضرتعالی خود مصداق آیه شریفه «لم تقولون مالا تفعلون» هستید و فکر کردم این حق مردم است که دلیل این مصداق را بدانند لذا جهت یاد آوری و تذکر برای شما و تنها گذاشتن شما با وجدانتان مطالبی را که خود شاهد آن بودم را بیان می‌کنم .
آقای دکتر با فوق لیسانستان کاری ندارم و معتقدم هر طور که بوده و نبوده نوش جانتان چون شاهد آن نبودم اما دکترایتان را خوب یادم هست که بعد از انتخاب به استانداری اردبیل دانشجوی دکتری شدید و استاد راهنمایتان هم وزیر فعلی راه آقای دکتر «بهبهانی» که آنروزها رئیس دانشکده عمران بود‌، شد.
آقای دکتر بهبهانی را لااقل همه دانشجویان عمران و معماری می‌شناسند و از گذشته و نظرات و عقایدشان اطلاع دارند که چقدر سابقه درخشان انقلابی دارند ؟! و حتی هنوز دانشجویان عمران کلاسهای ایشان را به‌خاطر دارند که از خاطراتشان در دوران تحصیل در آمریکا را با حسرت و ولع در سر کلاس‌های مختلط بیان می‌کرد و چقدر اخلاق و ادب را مراعات می‌کرد؟! و اتفاقا همان موقع هم جای سوال بود که کسی مثل احمدی نژاد انقلابی چرا استاد راهنمایش بهبهانی است؟

جواب به این سوال زیاد طول نکشید و در زمانی که حضرتعالی در واپسین روزهای استانداری با عجله از دکتری دفاع نمودید روشن شد که



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : شنبه 1393/01/23

اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهوراعلام کرد

مصرف انرژی ایران چهار برابردنیا و مصرف سرانه آن دو برابر است.""

یکباردیگربه عبارت آقای جهانگیری توجه کنید:

"مردم کشورما 4 برابر مصرف کل مردم ، دنیا انرژی مصرف می کنند."

سالها قبل، جناب آقای  دکترعبدالرضا نواح ازاساتید دوره دانشجویی من دردانشگاه شهید چمران اهواز که درآلمان تحصیلات دانشگاهی  خود را به پایان برد، به من می فرمود:

روزی درمنزل استادم مهمان بودم.در ابتدای صحبت، وی ازجا بلند شد



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی