به دست من امروز جز این قلم نیست , باری خدمت می کنم
ابوالفضل بیهقی

 
تاريخ : یکشنبه 1393/09/30

هر روز که می گذرد، حسین بر صفحه عالم وجود نقش آفرینی های بسیاری دارد که درگذشته نداشته است وبهترین نمونه آن پیاده روی وحضور میلیونها زایر مشتاق به سوی  شهری کوچک بنام کربلاست آن هم از سرتاسرجهان. تازه این دنیاست !

درکربلا به دوستان گفتم حسین درنزد خداچنان جایگاهی دارد که بعضی از بزرگان وقتی از دنیا رفته اند وبه خواب بعضی آمده اند گفته اند ما دراین عالم که آمدیم تازه فهمیدیم جایگاه ومنزلت حسین نزدخداوند چگونه است !

در راه، وقتی انبوه پرچمهای رنگارنگ رادردست زایران درحال پیاده روی می دیدم به کسی که همراهم بود گفتم یک پرچم در کربلا برزمین افتاد اما به مشیت خدا، به جای آن، این همه پرچم به آسمان برافراشته شد!



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : یکشنبه 1393/09/30

امروز سالروز ارتحال حضرت رسول اکرم است.

اساسا خدا اهل منت نیست هرچه داده منتی برکسی ندارد.

خدا درقرآن در دوجا به مومنین منت می گذارد .یکی اینکه به رسول خود میگوید به اینها که ایمان آـورده اند و بخاطرایمانشان فکر می کنند کاری کرده اند و برتو منت می نهند بگو شما با این ایمانتان برمن منتی ندارید! این خداست که برشما منت نهاده وشما را وارد وادی ایمان نموده است.

منت دیگر خدا این است که از میان خود مردم پیامبری همچون محمد را برای هدایت آنان برانگیخته است.

قبلا هم این بحث متکلمین اسلامی را نوشته ام که مدتها بحث آنها برسراین بود که آیا رسول خدا آمد که قرآن را بیاورد(عظمت قرآن) یا نه قرآن بهانه ای شد تا رسول خدا بیاید  (منزلت رسول الله)و دست بشریت رابگیرد؟

هرچه بود رسول خدا سر بر دامان برادر،وصی و وارث وجانشینش علی بن ابیطالب علیهماالسلام جان داد وافسوس که بعضی نویسندگان شیعی ایرانی همچون مرحوم دکتر زرین کوب درکتاب "بامداد اسلام" با استفاده ازمنابع اهل سنت، علی وفاطمه را درموقع رحلت رسولخدا غایب دانسته! و نوشته اند رسولخدا سر بردامان عایشه جان داد!

نکته این است که بعضی مورخین غیرمنصف غیرشیعی تعمدا هرجا نامی از علی بوده سعی درنادیده گرفتن وی نموده اند تا



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : جمعه 1393/09/28

ساعت یک بامداد چهارشنبه 25 آذرماه ،با پرواز ایران ایر بدون تاخیراز فرودگاه نجف به تهران برگشتم.

سفر امسال من به عراق و پیاده روی ام به کربلا با سالهای قبل کاملا متفاوت بود. هم از نظر همراهان وهم از نظر مسیر و...سفری شیرین بود والبته سخت .

اصلا سفر کربلا سفر رنج است و سختی .محال است زایر سختی ندیده وتعب نکشیده ای را در میان زوار امام حسین ببینی.

دراین سفر پراز رنج یا زایر بیمار می شود و اگرهم نشود سختی های فراوان می بیند تا  شاید اندکی از سختی های حسین واهل بیت او را درک کرده و اجری ببرد وبرده باشد والا میزبانی که عالم وجود مهمانخانه اوست هرگز راضی به تحمل سختی های زایرانش نیست.

به اعتقاد من سفرکربلا چنان سرشار ازدستاوردهای معنوی است که بخشی از این دستاوردها را باید درعالم قیامت وبرزخ دید .لذت باطنی وروحی ومعنوی این سفرها به سختی اش می ارزد .

نمونه های این سختی ها فراوان است:

سختی ساعتها وروزهاراه رفتن .بعضی را می دیدم که می گفتند سیزده روز است درمسیر کربلاهستند!

آنهایی هم که قدرت راه رفتن نداشتند وبه ماشین سوار شده بودند علاوه بر آنکه گرفتار ترافیکهای چند ساعته  شده بودند ناچار بودند به دلیل آنکه پلیس عراق ورود ماشینها را دراین ایام به شهر مانع می شود کیلومترها بیرون از شهر با حمل بار وبنه واثاث پیاده راه بروند ووارد کربلا بشوند.

درمسیر شنیدم تعدادی از زایران ایرانی دراین راه از دنیارفته ودرغسالخانه  قبرستان وادی السلام نجف غسل داده شده ودفن شده اند.

امسال بعضی 4  شب وروز در مرز ودر آن هوای بسیار سرد معطل شده بودند بی هیچ امکاناتی.

سه شنبه ساعتی پس از مغرب که به نجف وارد شدم درمسیر فرودگاه درنجف عده ای از زوار ایرانی اهل اصفهان رادیدم که می گفتند پس از 5 ساعت پیاده روی از مرز مهران با تریلی به نجف آورده شده اند .آنقدر تریلی بار زایر زده بود که هرچه از آن پیاده می شدند تمامی نداشت .

حدودشش ساعت چگونه وباتحمل چه سختیهایی با این وسیله آمده بودند؟خدا می داند.

دربرگشت هم که برخی از پروازها با تاخیرهای چندساعته انجام می شد . خوشبختانه دو پرواز من سر وقت انجام شد بدون تاخیر اما شنیدم بعضیها حدود یازده ساعت درفرودگاه نجف منتظر پرواز بوده اند!

درکربلا جابرای اسکان آن همه زایرنبود عده ای رادیدم که درکوچه ها و خیابانها خوابیده بودند .بعضی هم تاصبح دراطراف حرم نشستند و بیداری کشیدند چون جایی برای دراز کشیدن حتی درخیابان و در آن هوای سرد نیافته بودند.

عده ای هم که کوچه و درخیابان خوابیده بودند از باران بی نصیب نشدند!

نمی دانم چگونه برای این تشرفها باید خدا را سپاس گفت .

امروز فکر می کردم مقدمه این سفرهای امسال درشب قدرنوشته وبه امضای مبارک مولای ما حضرت مهدی علیه السلام رسیده است .درک این تایید توفیق ، شاید کمتر از لذت خود تشرف نباشد ونیست.البته این بدان معنا نیست که کسانی که امسال به چنین سفرهایی نرفته اند توفیق  معنوی نداشته وندارند . لابد وحتما خیر و مصلحتشان درنرفتن بوده است ومهم این خیر ومصلحت است نه اصل سفر.ما متاسفانه معمولا نتیجه گراهستیم واگر به دلایلی نتوانستیم به حج وکربلا ومشهد و..برویم،  به محضر دوست زبان گله می گشاییم و ناراحت می شویم.

اگر نرفتن  ما به چنین سفرهایی ،خواست مولای ما حق تعالی است، چرا باید دربرابراین خواست ناراحت باشیم؟ مگرنه اینکه بنده باید همان بخواهد که مولایش می خواهد؟و مگرنه اینکه شرط بندگی عبد،تسلیم او دربرابرخواست و نظرارباب است؟

این نکته را ازآن جهت تصدیع دادم تا دوستانی که امسال به کربلا مشرف نشدند و دراین حماسه بی نظیر خلقت - که به اعتقاد من از نظر کمیت وکیفیت ازابتدای تاریخ بشر تا کنون نمی توان برای آن نظیری یافت- حضورنداشتند، ناراحت نباشند.کافی است درادامه این شوق دستی به دعا برداشته و پای طلبی برداشته باشند ، حتما به زیارت خواهند رفت .



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : سه شنبه 1393/09/25
امشب اخرین شبی است که درنجف وعراق هستم..نظرات شمادوستان رادیدم.انشالله درزیارت جناب امیرعلیه السلام ملتمسین خاص  دعارابیشتریادخواهم کرد.جای همه شیفتگان علی درنجف خالیست.عجب انسی این دل بانجف داردانگارنجفی است.بگمانم همه زوارحس وحال مرا داشته باشند



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : سه شنبه 1393/09/18

 

با درود به همه دوستان

اگرشب قدر ، به من توفیق تشرفی داده باشند، امروزعازم عتبات عالیات هستم.

دیروزظهربرای خداحافظی خدمت آیت الله هاشمی رسیدم وقتی ازدفترشان خبر را شنیدند متبسم پیش آمدند وگفتندعازم کربلا هستید اینقدرخوشحال بودند که انگاربهترین خبر را شنیده اند .عرض کردم بله. گفتند آنجا مرا دعا کنید گفتم من درهرسفربرای شما و والدین تان درهرحرم، زیارت نامه ونماز زیارت مستقل می خوانم واین سفرهم چنین خواهم نمود .موقع خداحافظی ازایشان طلب حلالیت نموده صورتشان را بوسیده از اتاق بیرون آمدم.

من با اینکه خدا بهترمی داند برای ثواب به زیارت نمی روم چه خود این رفتن را ثواب وجزا می بینم ومی دانم همین که اجازه می دهند باخوبانی به مشهدشان مشرف شوم برای من کافیست. با این همه دراین سفرهمانند سفرقبل اگر توفیق پیاده رفتنی باشد واین کار ثوابی داشته باشد، حتما بجای دوستان موافق ومخالف وحتی آنهایی که مکرر مرا ناسزا و دشنام داده اند، زیارت خواهم کرد و راه خواهم رفت . چه معتقدم جواب بدی را باید با خوبی داد.

همه دلخوشی ام دراین سفراین است که  درمسیری راه می روم که مهدی فاطمه  در آن گام می زند. یقین دارم مولای ما حضرت صاحب الزمان علیه السلام دراین خیزش عظیم بیش ازده میلیونی که اجتماع دوسه میلیونی سالانه حج در برابر شکوه آن قدری ندارد، زوار جدش را همراهی می کند.

اگر فرصت وامکاناتی بود سعی می کنم، تصاویری را در این وب بگذارم اگرهم نشد لابد پس ازسفر .

من هر سفر را به نیابت از یکی ازاهل بیت مشرف می شوم و این سفررا به نیابت دخترسه ساله امام حسین حضرت رقیه سلام الله علیها به کربلا می روم .

دعاکنید توفیق این نیابت را داشته باشم.



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : جمعه 1393/09/14

زوار حسین به سوی کربلا راه افتاده اند و من که سالها اربعینی بوده ام آرام و قرار ندارم.

گاه که مسیر را  درنظرم مجسم می کنم این دو کلیپ بسیار زیبا را می شنوم و با مداح ابیات آنها را زمزمه می کنم.

توصیه می کنم اگر امسال اربعینی نشده اید این دو کلیپ را گوش کنید.

کلیپ تصویری نوحه عربی که ملا باسم کربلایی آن را بسیار هنرمندانه با عنوان تزورونی خوانده است.

مشاهده

نوحه عربی مشای، مشای! که مداح کربلایی ملا حسن کربلایی آن را خوانده است.

بشنوید



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : جمعه 1393/09/14

این روزها حال وهوای اربعین همه عالم را فرا گرفته است.

امشب فیلمی دیدم که چینی ها درمسر زوار امام حسین علیه السلام موکب پذبرایی زده اند وپرچمشان را هم نصب کرد ه اند.

این خیلی شگفتی ندارد شگفتی در این فیلم است وسخنانی که این زن روزه دار میانسال عراقی می گوید.

توصیه می کنم این فیلم را اگرندیده اید بارها ببینید .من که بارها اربعین درمسیر زوار امام حسین همچون گردی بی مقدار بوده ام  تا کنون به چنین مورد شگفتی برنخورده ام .با دیدن این فیلم بارها و بارها گریستم.

چه عشاقی دارد حسین ، این پسر فاطمه وعلی

خدایا تا توهستی شکر ،که به ما حسین دادی !

فیلم را مشاهده کنید



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : پنجشنبه 1393/09/13

این روزها ایران و ایرانی ها در حال و هوای مراسم میلیونی بزرگواری است که پیاده به سمت کربلا می شتابند. با توجه به توفیقی که در این سال ها نصیب شده تا بخشی از آن شور غیرقابل وصف را در قالب سفرنامه هایی از سال 88 مکتوب کنم اینک همه این نوشته ها جهت استفاده علاقمندانی که از این سفرنامه ها مطلع نیستند تقدیم می شود. 

سفرنامه سال 88

همه جا عشق باریده بود!

پياده ،همسفر بازينب!

سفرنامه سال 89

یک اربعین با زینب

یک اربعین با زینب (قسمت دوم)

یک اربعین با زینب (قسمت سوم)

سفرنامه سال 90

دمی با سلاطین عشق

دمی با سلاطین عشق (2)

دمی با سلاطین عشق (3)

دمی با سلاطین عشق (4)

دمی با سلاطین عشق (5)

دمی با سلاطین عشق (6)

دمی با سلاطین عشق (7)

دمی با سلاطین عشق (8)

دمی با سلاطین عشق (9)

دمی با سلاطین عشق (10)

دمی با سلاطین عشق (11)

سفری به دیارعشاق(1)

سفری به دیارعشاق(2)

سفری به دیار عشاق(3)

سفرنامه سال 91

بر آستان تربت معشوق 1

بر آستان تربت معشوق 2

بر آستان تربت معشوق 3

بر آستان تربت معشوق 4

بر آستان تربت معشوق 5

سفرنامه سال 92

کربلا سر خلقت 1

از مشهد پدر تا مشهد پسر 2

از مشهد پدر تا مشهد پسر 3

از مشهد پدر تا مشهد پسر 4

از مشهد پدر تا مشهد پسر 5

از مشهد پدر تا مشهد پسر 6



ارسال توسط غلامعلی رجائی