به دست من امروز جز این قلم نیست , باری خدمت می کنم
ابوالفضل بیهقی

 
تاريخ : جمعه 1393/06/28

برای ورود به وبسایت خیریه اینجا کلیک کنید

برای دیدن کلیپی که موسسه خیریه تهیه کرده هم اینجا کلیک کنید

امروز شنبه به دعوت دوست قدیمی مشهدی ام حاج احمد آقای شاهید به بازدید موسسه خیریه فتح المبین رفتم.

احمدآقای شاهید را از سال 61 که برای اولین بارمرحوم استاد فخرالدین حجازی را به جبهه دعوت کرده بودم می شناسم  که دراین سفروبعضی سفرهای آن مرحوم - که  پس از مرگش چنان مورد بی مهری سیمای مثلا ملی و..قرار گرفته که انگار نه انگاراو نبوده است که دراینجا وآنجا 50 سال فریاد کشیده است - همراه ایشان بود.تاریخ فرهنگی وتبلیغات دوره انقلاب را نمی شود بدون  تلاشهای خالصانه  استاد مسلم این عرصه سخن که امام دراولین دیدار نمایندگان مجلس با ایشان که حجازی در تراس بالای حسینیه جماران درکنار امام نطق زیبایی ایراد کرد به او ناطق برومند لقب داد،نوشت. چه بخواهند وچه نخواهند.

چه بلایی به سرما این  تنگ نظری ها و تک سلیقه ایهای سیاسی آورده است! .جرم حجازی چه بود؟مثل دیگران سلیقه سیاسی نداشت ؟خوب نداشته باشد !

شب که به هتل بازگشتم و درخبرها خواندم عمو پوررنگ وامیرحسین خردسال این برنامه که اکنون نوجوان شده به عیادت رهبری دربیمارستان رفته اند! به حال این مملکت گریستم که...



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : پنجشنبه 1393/06/27

دوشنبه وسه شنبه ابن هفته همایش اساتید درس وصیت نامه امام ازدانشگاههای سراسر کشور بود .  ابتدا قراربود درافتتاحیه و پس ازسخنرانی آیت الله سید حسن آقای خمینی صحبت کنم که به دلیل سفرمشهد ازدست اندرکاران خواستم سخنرانی مرا روز بعد یعنی اختتامیه بگذارند وگذاشتند .

هرچند دیر ولی برگزاری این همایش توسط مرکزفرهنگی دانشگاهی امام خمینی وانقلاب اسلامی به مدیریبت دوست وبرادرعزیزم جناب دکترمددی بسیاراقدام خوبی بود درس وصیت نامه امام بیش از بیست سال است دردانشگاهها تدریس می شود وهماهنگی اساتید این درس درنحوه ارائه آن وبهره بری ازتجارب یکدیگربسیارمفید وثمربخش بوده وخواهد بود.

موضوع سخنرانی من دراین همایش" تاریخی نگری در وصیت نامه امام" بود که درمورد آن تاملات خوبی داشتم وبیانات مرتبط با بحث را از وصیت نامه استخراج وبا چاشنی بعضی خاطرات امام وغیرامام وبعضی ازوقایع تاریخی مرتبط درجلسه ارائه کردم .

بنا بود بیست دقیقه صحبت کنم که 45 دقیقه شد وتقریبا نصف بحث من هم نگفته باقی ماند چون اساتید باید به شهرهایشان بازمی گشتند .

نکته ای که باعث تعجب من شد این بود که وقتی داشتم به مستنداتی ازغربت امام ومراجع درعراق اشاره می کردم ومی گفتم امام اگردرعراق هم زمینه می دید انقلاب می کرد اما می گفت من دراینجا وظیفه ای ندارم وازغربت مرحوم آیت الله العظمی حکیم دربغداد که هیچکس جز امام که مرحوم آقا مصطفی را به سراغ او می فرستاد، ازاوسراغی نمی گرفت و درغربت از دنیا رفت وشهادت آیت الله سیدمحمد صدر – پدرسید مقتدا صدر- دروسط جمعیت به دست ماموران بعثی مثالی زدم وگفتم اخیرا درفیس بوک فیلم آن را دیده ام که برای اولین باراست که منتشرمی شود وقتی ازاساتید پرسیدم آیا شما هم این فیلم رادیده اید؟عده قابل توجهی گفتند ما فیس بوک نداریم ونمی بینیم! راستش را بخواهید برای لحظاتی کوتاه ماندم چه عکس العملی نشان بدهم، لذا به شوخی با طنز گفتم" گرراهزن تو باشی صد کاروان توان زد!

یعنی می شود کسی دانشگاه درس بدهد و درفیس بوک نباشد؟لابد می شود! دروغ نمی گفتند.

دراین سخنرانی حرفهای مهمی زده شد که مهمترینش درس آموزی از مشروطه دروصیت امام بود  که دراین ارتباط گفتم مرحوم آیت الله بروجردی براحتی می توانست شاه راساقط کند اما ملاحظاتی داشت ازجمله اینکه با توجه به نتیجه تلخ مشروطه-  که پس از آن همه زحمات مردم ومجتهدین از دل آن استبداد صغیر ودرنهایت حکومت انگلیسی پهلوی ها درآمد- می گفت من ازمشروطه آموختم که درکاری که فرجام آن مشخص نیست وارد نشوم! ودراین گفته بس نکته ها خوابیده است .فتامل!

امیدوارم بتوانم بزودی فایل صوتی یا تصویری این سخنرانی را برای استفاده واطلاع دوستان علاقمند به این مباحث دراین وب قراردهم.



ارسال توسط غلامعلی رجائی

دوهفته گذشته خانم صفری که از دانشجویان سالها قبل ارشد من درپژوهشکده امام وانقلاب اسلامی  وخبرنگار آن با من گفتگویی تلفنی در باره آقای هاشمی داشت که هفته گذشته  به صورت یادداشت درهفته نامه صدا  باعنوان" هاشمی وجنگ"  که به مناسبت هشتادسالگی آیت الله ویژه نامه ای تهیه کرده بود ،منتشر شد.

این روزها که درآستانه هفته دفاع مقدس هستیم با درودبه روان شهدا وعرض ادب به محضر همه رزمندگان این قطعه نورانی از هر سلیقه وایده ومذهب این مصاجبه  تقدیم می شود.

 --------------------------------------------------------------------

 اگرچه جرياني تلاش مي كند تا نقش آيت الله هاشمي در جنگ و مديريت آن را كمرنگ و يا مخدوش كند اما سوال اصلي كه اين عده بايد پاسخ دهند اين است كه اساسا چرا مديريت جنگ از سوي امام به ايشان واگذار شد؟

 مديريت جنگ در دو سه سال اول آن بر عهده بني صدر بود. علي القاعده آقاي بني صدر از نظر امام مشكلي نداشت و ايشان فرمانده كل قوا بود. اما بعد از بني صدر اين منصب در اختيار خود امام قرار گرفت و امام آن را به كساني كه صلاح مي دانست تنفيذ كردند. آقاي بني صدر به اعتقاد من كوتاهي استراتژيكي در مديريت جنگ نداشت بلكه روش هاي او اشكال داشت كه به نيروهاي مردمي كم توجه بود و سلاح در اختيار آنها قرار نمي داد. اينكه برخي مي گويند بني صدر خائن بود و عمدا به نيروها سلاح نمي داد حرف غلط و بي اساسي است . بني صدر دنبال شكست ايران نبود و پيروزي ايران و بازپس گيري خاك آن را مي خواست اما روشي كه انتخاب كرده بود به اين نتيجه منتج نمي شد. اين بود كه با عزل او فرماندهي كل قوا به دست امام افتاد و امام هم با ملاحظاتي در بحبوحه جنگ فرماندهي را به آقاي هاشمي تنفيذ كردند.

 نگاهي به خاطرات تنها يك ماه آقاي هاشمي نشان مي دهد كه به رغم اينكه كشور هم مجلس و هم دولت و هم قوه قضاييه داشت  اما تقريبا همه امور جاري اعم از امور اقتصادي و سياست خارجي و داخلي با ايشان مرتبط است. احمدآقاي خميني تقريبا هر هفته نزد ايشان بود و درباره امور با يكديگر مشورت مي كردند.

 قاعدتا بار اداره جنگ به دليل نوع رابطه اي كه آقاي هاشمي از قبل با امام داشت بيشتر بر دوش ايشان بود. در غير اين صورت به طور طبيعي بايد مسئوليت اداره جنگ به رييس شوراي عالي دفاع كه رييس جمهور وقت بود واگذار مي شد. اما به دليل ملاحظات وضعيت رييس جمهور در آن مقطع (كه بعد از ترور ايشان بود) و يا ملاحظات ديگر؛ امام اين مسئوليت را به آقاي هاشمي سپردند تا به عنوان جانشين خودشان در فرماندهي كل قوا عملا فرماندهي جنگ را بر عهده بگيرند.

البته آقاي هاشمي در همه مسائل از امام نظرخواهي مي كرد. درباره آينده جنگ؛ پيشبرد آن و بعضي از مسائل مربوط به جنگ تصميمات ايشان با مشورت با امام همراه بود. تاجايي كه سال 62 بعد از گرفتن اين حكم وقتي مي خواست براي جلسه با فرماندهان به خوزستان برود ابتدا مسائلي را با امام مطرح كرد كه در خاطرات سال 62 ايشان آمده است.

علاوه بر اين بار عمده جنگ بر عهده سپاه بود و آقاي هاشمي تعامل خوبي با سپاه داشت و در اين راستا مي توانست فرماندهي همه جانبه تري داشته باشد. بر همين اساس بود كه آقاي هاشمي بعد از جنگ سپاه را با يك تشخيص درست وارد بازسازي كشور كرد و گفت امكاناتي كه با پول بيت المال و مردم تهيه شده بايد در جهت بازسازي كشور به كار گرفته شود و قرارگاه هاي سپاه بايد در جهت راهسازي جاده سازي و مدرسه سازي و سد سازي فعال شوند كه هنوز هم اين قرارگاه ها فعال هستند. لذا اين هم مزيت ديگري بود كه نشان مي داد ايشان بهتر از ديگران مي توانست در تعامل با اين بخش از نيروهاي مسلح كه عمده عمليات آفندي را انجام مي دادند تعامل داشته باشد و  با سعه صدر اين كار را پيش ببرد.

 اما آقاي هاشمي نقش عمده اي هم در خاتمه بخشيدن به جنگ و پذيرش قطعنامه 598 از سوي امام داشت.

البته همانطور كه اشاره كردم عمده تصميم گيري ها با خود امام بود. به همين دليل وقتي بحث قطعنامه پيش آمد ايشان به امام گفت من مسئول جنگ از طرف شما بودم وحالا مسئوليت پذيرش قطعنامه را مي پذيرم و مي توانيد مرا محاكمه كنيد. اما امام پاسخ مي دهد



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : شنبه 1393/06/22

دیروز قبل از ظهر در معیت آیت الله هاشمی به بیمارستان رضوی آستان قدس رفتم. هدف از بازدید ایشان آشنایی با دستگاهی به نام PET بود که ظاهرا برای اولین بار در ایران در رابطه با مبارزه با سرطان با قیمتی بیش از 2 میلیون یورو از آلمان به کار گرفته می شود. می گفتند که یک نمونه دیگر آن هم در تهران است و روزی 15 نفر را می تواند سرویس بدهد.

بعد از نماز عشاء و قبل از صرف شام در تالار آیینه در مورد ملاقات بعضی از فعالین سیاسی با ایشان با جناب آقای علیخانی در خدمت ایشان مذاکراتی شد. قرار شد با آنان دیداری داشته باشند.

امروز صبح نیز توفیق نماز جماعت صبح حرم نصیب شد. امام جماعت نماز صبح گوهرشاد دیروز و امروز در حرکتی عجیب در رکوع رکعت دوم چند خط دعا می خواند. سلیقه با دین چه ها که نمی کند! شاید در هیچ رساله عملیه ای چنین تصیه و یا سفارشی نشده باشد. به خصوص اینکه رکعت دوم بعد از قنوت این کار را انجام می داد. کاش می شد به ایشان تذکری داده شود. هوای مشهد صبح ها سرد است. ابتدا قصد داشتم در صحن مسجد گوهرشاد  بنشینم ولی از سوز سرما به شبستان مسجد رفتم. حرم پس از نماز بسیار شلوغ است. هنوز زوار تابستانی حضرت به مشهد رفت و آمد دارند. انشاالله به نیابت از همه شما زیارت خواهم کرد. 



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : جمعه 1393/06/21

 سلام خدمت همه دوستان

از دیروز در معیت آیت الله هاشمی توفیق زیارت امام رضا نصیب من شذه است. امامی که عالم آل محمداست. دعاگوی همه شماهستم.

اینجا بهشتی در زمین است وخوشا بحال اهل بهشت.

قبل از اذان صبح به حرم مشرف شدم، زیارت امین الله و جامعه ای خواندم و در شبستان مسجد گوهرشاد منتظر اذان صبح نشستم. پیرمردی مشهدی در کنار من جای گرفت، ابتکار جالبی داشت، کیفیت قرائت نماز شب را در برگ های چند سانتی چاپ کرده و با خود آورده بود و هر چند دقیقه یکبار می گفت برگه نماز شب صلواتی و کم و بیش عده ای جوان و غیرجوان می آمدند و از این برگه ها می گرفتند و مشغول نماز شب می شدند. چه توفیقاتی دارند بعضی ها. بعد از نماز جماعت صبح ناخودآگاه به بهشت رضوان که در زیر صحن طبرسی است رفتم. چقدر آدم این پایین خوابیده است. فاتحه ای خواندم و برگشتم. 

این عکس را علی آقا گرفت.

هذه جنات عدن فادخلوها خالدین!



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : چهارشنبه 1393/06/19

امروز سالروز ارتحال آیت الله مجاهد ،مفسرقرآن مرحوم آیت الله طالقانی است همو که امام ابوذر زمانش نامید . سالهاست دوست دارم درباره سیره ایشان کتابی همانند سیره شهیدان رجایی وبهشتی بنویسم اما توفیقی دست نداده است علتش را خیلی نمی دانم . درزمان طولانی تقریبا 14 ساله ای که امام درایران نبود محدود کسانی ماندند وبا زندان رفتنهای مداوم با رزیم طاغوتی پهلوی مبارزه کردند و درزندان وغیرزندان شمع مبارزه را روشن نگه داتشتند تا امام با مشعلی به دست آمد و ایران را به نورانقلابی الهی چراغستان نمود. یکی ازاین شخصیتهای بی بدیل که در روشنگری مردم و بخصوص نسل جوان کسی به پای او نمی رسد مرحوم آقای طالقانی است.آنگونه که گفته اند این سخن ازاستاد شهید مطهری - که رحمت خدا براوباد- است که آن مرحوم را درجلب وجذب جوانان به اسلامی نو وبه دوراز خرافات موفقتراز خود و دیگران – حتی مرحوم دکترشریعتی رضوان الله تعالی علیه- دانسته است. طالقانی ازاعضای موثر جبهه ملی بود . بارها به زندان رفت .شجاعت او دردادگاهها وبازجوییها مثال زدنی است. معروف است یکبار که دردادگاه محاکمه می شد



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : چهارشنبه 1393/06/19

ماه ذی القعده از ماههای بسیار محترم است. حرام بمعنای محترم است  ماه برخوردار از حرمت.یعنی که زمانها هم با هم فرق می کنند مثل مکانها مثل آدمها مثل خیلی چیزها اصلا قشنگی پدیده های خلقت ب ر درک این تفاوتهاست.

غالب ما با این ماه وماههای حرام برخوردمان یکسان است. انگار نه انگار یک ماه معمولی رفته وماه محترمی آمده است.

بزرگان عرفان برای این ماههای حرام وبخصوص ذی القعده دستورالعملهای خاصی برای سالکان راه عبودیت نگاشته اند که درکتب عرفانی موجود است .

یکی از زمانهای حساس عبودیت اوقات نماز است که رعایت آنها از علامات وصفات مومنین شمرده شده است:والذینهم علی صلواتهم یحافظون!

از جمله این دستورالعملها که استادالعارفین مرحوم آقا سید علی قاضی به صالبان  راه عبودیت حضرت حق فرموده اند  یکی انجام 11 رکعت نماز شب است . وعجیب اینکه نوشته اند :"از آن گریزی نیست!"یعنی هر سالک راه الی الله حتما باید بدان مداومت داشته باشد و گفته اند ندیده ام کسی جزاز طریق نماز شب به کمال رسیده باشد.

دستور دیگراینکه پس از نماز تسبیح حضرت زهرا (34 مرتبه الله اکبر 33 مرتبه الحمدلله و33 مرتبه سبحان الله)  بسیار سفارش شده است.

از مشکلات ما این است که چندان متوجه بعضی اسرار نهفته در دل دستورهای معنوی نیستیم .مثلا با اینکه امام باقر علیه السلام فرموده اند که ثواب تسبیحات مادرمان حضرت زهرا برابر با هزار رکعت نماز مستحبی است بعضی ها به آن بی اعتنا هستند .

ما خیلی نسبت به خودمان بی اعتنا هستیم یادمان رفته برای چه آمده ایم ومسافرموقت این دنیا هستیم و برای فر دای  قامتمان توشه ذخیره کنیم.

بزرگان گفته اند علت اینکه قرآن می فرماید روز قیامت، یعنی دنیا شب است.  و دراین تعبیر چقدرمعنا نهفته است. در شب آدمی تمدید قوایی می کند و خود را برای فردایی پر تلاش وکسب نتیجه تلاش خود آماده می کند.

امید که دوستان تا نفس می کشند با خود عهد کنند به این ذکر شریف مداومت داشته باشند.

 خدایا بحق محمد وآل محمد همه آفریده هایت را که شایسته آمرزیدن هستندبیامرز.جای دوری نمی رود!



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : شنبه 1393/06/15

 در ادامه انتشار عناوین تالیفات اینجانب، قسمت دوم تالیفات از لینک زیر قابل دانلود و مشاهده است:

دانلود

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مطالب مرتبط:

قسمت اول تألیفات



ارسال توسط غلامعلی رجائی