به دست من امروز جز این قلم نیست , باری خدمت می کنم
ابوالفضل بیهقی

 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۴
یکی از مسایل مهم ومورد بحث درباره اهل بیت  پیامبرعلیهم السلام نحوه انتساب آنها به رسول گرامی اسلام است.حربه مخالفان ورقبای اهل بیت بخصوص بنی العباس این بوده که بنحوی ثابت کنند چون اهل بیت فرزندان دخترپیامبریعنی حضرت فاطمه هستند فرزندان پیمبر محسوب نمیشوند واین البته سنت عرب جاهلی است که می گوید فرزندان دخترما فرزندان دیگران هستند نه فرزندان ما!

امادر برابر این منطق منطق قرآن کریم است آنجا که به صراحت درتقابلی آشکار با این منطق واستدلال عیسی را گه دارای پدر نبود واز جانب مادربا چند واسطه نسب به ابراهیم می رساند از فرزندان ابراهیم می داند .

درجایی دیدم مامون ازحضرت رضا پرسید چرا شما با اینکه از فرزندان فاطمه اید خود را فرزندان پیامبرمی دانید ؟حضرت درپاسخ وی فرمود به این دلیل که اگر پیامبرالآن زنده بود  براو حرام بود و نمی توانست با دخترمن ازدواج کند چون ازدواج فرزند دختربا پدربزرگ وجد خود حرام است ومامون ساکت شد. 

به این آیه دقت کنید:

«وَ وَهَبْنا لَهُ إِسحقَ وَ یَعقوبَ کُلاً هَدَیْنا و نُوحا هَدَینا ِمْن قَبْلُ وَ مِن ذُرِّیَّتِهَ داوُدَ و سُلَیمانَ وَ أَیُّوبَ و ... و زَکَرِیّا و یَحْیی و عیسی و إِلیاسَ کُلٌّ مِنَ الصّالِحین؛

و اسحاق و یعقوب را به او (ابراهیم) بخشیدیم و هر دو را هدایت کردیم؛ و نوح را (نیز) پیش از آن هدایت کردیم و از فرزندان او داود و سلیمان و ایوب و ... و (همچنین) زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را؛ همه از صالحان بودند.»

خداوند در این آیه حضرت عیسی(ع) را از نسل نوح یا ابراهیم خوانده، در حالی که عیسی از جانب مادر به نوح یا ابراهیم منسوب است.  پس از منظر قرآن می توان نوادگان دختری را در شمار نسل انسان دانست. پس امام حسن و امام حسین نیز فرزندان رسول خدا و از نسل اویند.

سعید بن جبیر که حسنین را فرزندان رسول خدا می خواند، از سوی حجاج احضار شد و از او دلیل قرآنی بر ادعایش درخواست کرد. سعید این آیه را تلاوت کرد و افزود: «چگونه شایسته است که عیسی از نسل ابراهیم باشد، با آنکه پدر نداشت و نواده دختری ابراهیم بود؟ حسن و حسین به طریق اولی منسوب به رسول خدایند. چون فرزندان دختر پیامبرند، در حالی که عیسی فرزند دختر بی واسطه ابراهیم نبود و چند نسل با او فاصله داشت.» حجاج ساکت شد.

 سلمان نقل می کند از رسول خدا شنیدم گه می فرمود:

«الحسن و الحسین ابنای .مَن أحبّهما أحبّنی و مَن أحبّنی أحبّه اللّه و مَن أحَبّه اللّه أدخله الجنّةَ و مَن أبغضهما ابغضنی و مَن أبغضنی أبغضه اللّه و مَن أبغضه اللّه أدخله النار؛

حسن و حسین فرزندان من هستند. کسی که آنها را دوست بدارد، مرا دوست داشته؛ کسی که مرا دوست بدارد، خداوند او را دوست دارد و کسی را که خدا دوست بدارد، وارد بهشت می کند اما کسی که آنها را دشمن بدارد، با من دشمنی ورزیده؛ کسی که با من دشمنی ورزد، خداوند با او دشمنی می ورزد، و هر کس خدا با او دشمنی کند، او را داخل جهنم خواهد کرد.»

از رسول خدا نقل شده: «إنّ اللّه تعالی جعل ذریة کل نبیّ مِن صلبه و جعل ذرّیتی فی صلب علی بن ابی طالب؛

خداوند تعالی نسل هر پیامبری را از صلب او قرار داد، ولی نسل مرا در صلب علی بن ابی طالب قرار داد.»

روزی هارون الرشید خلیفه عباسی وارد مدینه شد و همراه مردم روانه مرقد پیامبر شد. کنار قبر رسول خدا رفت و عرض کرد: «سلام بر تو ای رسول خدا، سلام بر تو ای پسرعمو» و بدین وسیله به دیگران فخر و مباهات نمود.



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۲

 از مظلومیتهای علی پس از درگذشت رسولخدا این بود که بعضی از مسلمانها به دلیل سه جنگی که در دوره خلافت کمتز از5 ساله او با مسلمانها  که اهل قبله بودند  - و در زمان رسولخدا سابقه ای نداشت- رخ داد درحقانیت او به تردید افتادند واز یایر او دذست کشیدند اما بعضی درجهت رفع این تردید حرکت کردند وبه نتیجه هم رسیدند.آنها با مراجعه به بعضی از صحابه رسولخدا می خواستند آنها را با گفته ونظر خوداز تردید دربیاورند.

 یکی ازاین صحابی جلیل القدر پیامبر جناب حذیفه بن یمان است همو که درمداین ساکن شد واکنون قبرمطهراو درکنار قبر جناب سلمان فارسی قرار دارد ومن چند ماه پس از سقوط صدام در سفری درسالها پیش به مداین، توفیق زیارت قبراین دوصحابی گرانقدر پیمبر را داشته ام .

دراین میان نقش بعضی از اصحاب برجسته درتاییید حقانیت علی بسیار کارگشا بود .کسانی همچون عمار یاسر با حمایت خود از علی دربرابر کسانی که با علی بیعت نمی کردند یا دربیعت با او تردید داشتند مهر تایید برحقانیت او می زدند .

روایت تاریخی زیر یکی از این بسیار حقایق تلخ تاریخ اسلام است که  خواندن آن دل آدم را به درد می آورد.دردآور از این جهت که علی با وجود آن همه تاکیدات رسولخدا در باره فضل و برتری او بردیگران،پس از درگذشت پیامبر، کارش یجایی رسید که بنا به توصیه رسولخدا وجود عماریاسر درسپاهش دلیل برحقانیتش گرفته می شد!

------------------------------------------------------------------

حاكم نيشابورى در المستدرك على الصحيحين مى‌نويسد:

أَخْبَرَنَا إِسْحَاقُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْهَاشِمِيُّ بِالْكُوفَةِ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ عَفَّانَ الْعَامِرِيُّ، ثنا مَالِكُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ النَّهْدِيُّ، أَنْبَأَ إِسْرَائِيلُ بْنُ يُونُسَ، عَنْ مُسْلِمٍ الأَعْوَرِ، عَنْ خَالِدٍ الْعُرَنِيِّ، قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَأَبُو سَعِيدٍ الْخُدْرِيُّ عَلَى حُذَيْفَةَ، فَقُلْنَا: يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، حَدِّثْنَا مَا سَمِعْتَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فِي الْفِتْنَةِ، قَالَ حُذَيْفَةُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: " دُورُوا مَعَ كِتَابِ اللَّهِ حَيْثُ مَا دَارَ "، فَقُلْنَا: فَإِذَا اخْتَلَفَ النَّاسُ فَمَعَ مَنْ نَكُونُ؟ فَقَالَ: " انْظُرُوا الْفِئَةَ الَّتِي فِيهَا ابْنُ سُمَيَّةَ فَالْزَمُوهَا، فَإِنَّهُ يَدُورُ مَعَ كِتَابِ اللَّهِ "، قَالَ: قُلْتُ: وَمَنِ ابْنُ سُمَيَّةَ؟ قَالَ: " أَوَ مَا تَعْرِفُهُ؟ "، قُلْتُ: بَيِّنْهُ لِي، قَالَ: " عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ "، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ لِعَمَّارٍ: " يَا أَبَا الْيَقْظَانِ، لَنْ تَمُوتَ حَتَّى تَقْتُلَكَ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ عَنِ الطَّرِيقِ "

(هَذَا حَدِيثٌ لَهُ طُرُقٌ بِأَسَانِيدَ صَحِيحَةٍ، أَخْرَجَا بَعْضَهَا وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ بِهَذَا اللَّفْظِ.)

خالد العرنى گفت كه من و ابوسعيد خدري بر حذيفه وارد شديم و گفتيم: اى أبا عبد الله، براى ما نقل كن چيزهايى را كه از رسول خدا صلى الله عليه وآله در باره فتنه شنيدى، حذيفه گفت: رسول خدا فرمود: 



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : جمعه ۱۳۹۴/۰۲/۱۱

ام سلمه اززنان برجسته رسول خداست  وازمحدود کسانی که رسول خدا به او وعده بهشت داده است. وی دردروان غربت اهل بیت رسولخدا نظیرتایید ادعای زهرا درباره مالکیت فدک درمحاجه با ابابکر ونیز درجنگ جمل که عایشه به جنگ با علی که تنها وصی رسولخدا بود برآمد و بسیاری را ازحیرت درشبهه ای که برایشان ایجادشده بود که حق با همسر رسولخداست یا با داماد وپسرعموی اوعلی، درآورد وبرحقانیت علی تاکید کرد ودرمواردمتعدد دیگربه یاری علی وآمد وبا شهادت خود برحقانیت علی مهرتایید زد .

 این اقدامات ام سلمه درعین حال که بسیاربا ارزش است دل را برمظلومیت علی و زهرا می سوزاند که با وجود آن همه توصیه وتاکید رسول الله بربرتری آنان بردیگران ناچارباید به شهادت ام سلمه درتایید حقانیت شان استنادشود.

 نمونه  تاریخی زیر یکی ازاین شهادتهای بسیارارزشمند است.

 لازم به یادآوری است عبدالله پسرعمر وسعدابن ابی وقاص ازجمله کسانی بودند که درزمان جنگ علی  با معاویه از یاری او دست کشیدند وجزو قاعدین شدند.معاویه دراین روایت تاریخی زبان به شماتت این دومی گشاید وآنها هم از خودد فاع می کنند اما از دل این محاجه وطعنه این سه با همدیگر، حقانیت علی بیرون می آید!

 سلام خدابرعلی ابن ابیطالب علیهماالسلام وسلام خدا برام سلمه.

 ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ابن عساكر دمشقى در تاريخ مدينه دمشق مى‌نويسد:

- أَخْبَرَنَا أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مَنْصُورٍ، أنا أَبُو الْحَسَنِ أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ الْوَاحِدِ بْنِ أَبِي الْحَدِيدِ، أنا جَدِّي أَبُو بَكْرٍ، أنا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ يُوسُفَ بْنِ بِشْرٍ، نَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ رَاشِدٍ الطَّبَرِيُّ، بِصُورَ، وَأَحْمَدُ بْنُ حَازِمِ بْنِ أَبِي غرزة الْكُوفِيُّ، قَالا: أنا أَبُو غَسَّانَ مَالِكُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ، نَا سَهْلُ بْنُ شُعَيْبٍ النِّهْمِيُّ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْمَدِينِيِّ، قَالَ: حَجَّ مُعَاوِيَةُ بْنُ أَبِي سُفْيَانَ فَمَرَّ بِالْمَدِينَةِ، فَجَلَسَ فِي مَجْلِسٍ فِيهِ سَعْدُ بْنُ أَبِي وَقَّاصٍ، وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ، وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسٍ، فَالْتَفَتَ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ، فَقَالَ: يَا أَبَا عَبَّاسٍ، إِنَّكَ لَمْ تَعْرِفْ حَقَّنَا مِنْ بَاطِلِ غَيْرِنَا، فَكُنْتَ عَلَيْنَا وَلَمْ تَكُنْ مَعَنَا، وَأَنَا ابْنُ عَمِّ الْمَقْتُولِ ظُلْمًا يَعْنِي عُثْمَانَ بْنَ عَفَّانَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَكُنْتُ أَحَقَّ بِهَذَا الأَمْرِ مِنْ غَيْرِي، فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَكَذَا فَهَذَا وَأَوْمَأَ إِلَى ابْنِ عُمَرَ أَحَقُّ بِهَا مِنْكَ، لأَنَّ أَبَاهُ قُتِلَ قَبْلَ ابْنِ عَمِّكَ، فَقَالَ مُعَاوِيَةُ: وَلا سَوَاءً، إِنَّ أَبَا هَذَا قَتَلَهُ الْمُشْرِكُونَ، وَابْنَ عَمِّي قَتَلَهُ الْمُسْلِمُونَ، فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: هُمْ وَاللَّهِ أَبْعَدُ لَكَ وَأَدْحَضُ لِحُجَّتِكَ، فَتَرَكَهُ وَأَقْبَلَ عَلَى سَعْدٍ، فَقَالَ: يَا أَبَا إِسْحَاقَ، أَنْتَ الَّذِي لَمْ تَعْرِفْ حَقَّنَا، وَجَلَسَ فَلَمْ يَكُنْ مَعَنَا وَلا عَلَيْنَا، قَالَ: فَقَالَ سَعْدٌ: إِنِّي رَأَيْتُ الدُّنْيَا قَدْ أَظْلَمَتْ، فَقُلْتُ لِبَعِيرِي: إِخْ، فَأَنَخْتُهَا حَتَّى انْكَشَفَتْ، قَالَ: فَقَالَ مُعَاوِيَةُ: لَقَدْ قَرَأْتُ مَا بَيْنَ اللَّوْحَيْنِ، مَا قَرَأْتُ فِي كِتَابِ اللَّهِ (ص): إِخْ، قَالَ: فَقَالَ سَعْدٌ: أَمَا إِذْ أَبَيْتَ، فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ لِعَلِيٍّ: " أَنْتَ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَكَ حَيْثُ مَا دَارَ "، قَالَ: فَقَالَ مُعَاوِيَةُ: لَتَأْتِيَنِّي عَلَى هَذَا بِبَيِّنَةٍ، قَالَ: فَقَالَ سَعْدٌ: هَذِهِ أُمُّ سَلَمَةَ تَشْهَدُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَقَامُوا جَمِيعًا فَدَخَلُوا عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ، فَقَالُوا: يَا أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ، إِنَّ الأَكَاذِيبَ قَدْ كَثُرَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَهَذَا سَعْدٌ يَذْكُرُ عَنِ النَّبِيِّ (ص) مَا لَمْ نَسْمَعْهُ، أَنَّهُ قَالَ، يَعْنِي لِعَلِيٍّ: " أَنْتَ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَكَ حَيْثُ مَا دَارَ "، فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: فِي بَيْتِي هَذَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لِعَلِيٍّ، قَالَ: فَقَالَ مُعَاوِيَةُ لِسَعْدٍ: يَا أَبَا إِسْحَاقَ، مَا كُنْتُ أَلْوَمَ الآنَ إِذْ سَمِعْتَ هَذَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَجَلَسْتَ عَنْ عَلِيٍّ، لَوْ سَمِعْتُ هَذَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) لَكُنْتُ خَادِمًا لِعَلِيٍّ حَتَّى أَمُوتَ.

معاويه، پس از حج به مدينه آمد و در مجلسى نشست كه در آن سعد بن أبى وقاص، عبد الله بن عمر و عبد الله بن عباس حضور داشتند. رو به عبد الله بن عباس كرد و گفت: اى أبا عباس! تو حق ما را از باطل ديگران تشخيص ندادى؛ عليه ما بودى نه با ما؛ در حالى كه من پسر عموى كسى هستم كه مظلوم كشته شد ـ يعنى عثمان بن عفان ـ و من براى اين كار شايسته‌تر از ديگران بودم.

ابن عباس با اشاره به پسر عمر جواب داد: اگر اين طور بود، او از تو شايسته‌تر بود؛ چرا كه پدر او پيش از پسر عموى تو كشته شد. معاويه گفت: اين دو با هم مساوى نيستند؛ چرا كه پدر او را مشركی كشت؛ اما پسر عموى مرا مسلمانان. ابن عباس جواب داد: اين كه آن‌ها مسلمان بودند، خلافت را از تو دورتر و حجت تو را راحت‌تر باطل مى‌كند.

پس معاويه، ابن عباس را رها كرد و رو به سعد بن أبى وقاص گفت: اى ابو إسحاق! تو كسى بودى كه حق ما را نشناختى و كنار نشستى نه با ما بودى و نه عليه ما !

سعد گفت: من ديدم كه دنيا تاريك شده بود؛ پس به شترم گفتم: 

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۵

این نوشته امروز یکشنبه  درصفحه 7 روزنامه شرق منتشرشد.

راستش رابخواهید دلم برای بعضی منتقدین هاشمی و تازگی ها اطرافیان هاشمی! می سوزد!  مواضعشان را که می بینی  حس می کنی به پرنده ای می مانند که در قفسی که خود ساخته اند  گرفتارند و دست و پامی زنند و راه نجاتی هم ندارند.

نمونه اش را هم دیدید تهمت دروغ به هاشمی درنقل قولی ازهمسر امام زدند وبا افشاگری دختر ونوه امام دروغ خودشان برملا شد  وسکوتی  کشنده و طاقت فرسا بر محافلشان حکمفرما شد وشهامت عذرخواهی هم نداشتند.

حالا چه اصراری دار ند این همه درباره دیگرانی که با آنها درمبنا مشکلی ندارند والبته سلیقه متفاوتی با آنها دارند حرفهای غلط نادرست بزنند خودشان باید پاسخ بدهند.

دونمونه  می آورم:

پس از تعرض دومامورخاطی سعودی به دونوجوان ایرانی درفرودگاه جده دریک موضعگیری سریع دریادداشتی انتقادی نوشتم باید برخورد با این بی شرمی سعودی ها ازسطح احضار کاردار فراتر برود.

پس ازیادداشت اول روزنامه کی ؟هان ؟!بجای آنکه ازاین موضع که باید رفتارما فراتر از احضار کاردار باشد خوشش بیاید! هرچند تلویحی این موضعگیری را پذیرفت ولی درنهایت به مصاف این موضع آمد که: هان! چی شد؟ شما که می گفتید ملک عبدالله پادشاه سعودی درنامه به هاشمی نوشته برادرت عبدالله!

درمراسم ختم مادر برادران خاتمی عزیز



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۱

حجت الاسلام والمسلمین غلامرضا مصباحی مقدم نماینده تهران درمجلس و سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در  گفتگوبا نامه نیوز به نکات مفیدی اشاره کرده این فراز را ببینید.

وقتی احمدی نژاد رحیمی را برای معاون اولی کاندیدا کرد از درون مجلس تعدادی از نمایندگان به وی اعتراض کردند و گفتند که رحیمی متهم است و چون متهم است و پرونده در حال رسیدگی دارد شایسته نیست وی را معاون اولخودتان کنید.

خود احمدی نژاد در نامه‌ای که اخیرا علیه رحیمی نوشت عنوان کرد این اقدامی که رحیمی کرده است برای دوران قبل از معاون اولی وی است، این حرف او خودش حجتی است بر اینکه چرا وی متهم بوده است و احمدی نژاد علی رغم اعتراضاتی که بوده است حکم معاون اولی به او داد و حتی بعدها سفت و سخت از وی حمایت کرد و گفت که کابینه من خط قرمز من هستند و دستگاه قضایی حق ندارد به انها تعرض کند.؟

حتی احمدی نژاد با علم به تخلفات رحیمی به وی نشان درجه یک لیاقت را داد. همه اینها حکایت از این می کند که احمدی نژاد اعتماد تام و تمامی به چنین شخصی داشته است که اینقدر بروی او سرمایه گذاری کرده و اصرار داشت که او در دولتش باشد.

.....حتی شاهد بودم که در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی نمایندگان قوه قضاییه از وقتی که مسئله رحیمی برای ستاد مطرح شد شاید یک جلسه و دوجلسه حضور پیدا کردند ولی دیگر حضور پیدا نکردند و این نشان میداد که در قوه قضاییه مسله برای رحیمی جدی است.

...از طرف قوه قضاییه به احمدی نژاد گفته بودند رحیمی پرونده دارد او را به معاون اول منصوب نکند اینکه فردی با در مظان اتهام بوده است در جایگاه مهمی چون معاون اولی می نشیند خسران بزرگی برای نظام تلقی می شود، این قسم اقدامات صحت استعلامات را زیر سوال نمی برد؟ حتما باید استعلامات صورت می گرفت، من شنیدم که از طرف قوه قضاییه به احمدی نژاد گفته شده است که وی پرونده دارد و شما او را برای معاون اولی منصوب نکنید ولی وی اعتنا نکرد چون مبنایش این بود که تا وقتی که محکومیت قطعی ندارد من می توانم از وی استفاده کنم. این موضع قابل قبول نیست واین خطای بزرگی بود که احمدی نژاد مرتکب شد. 

 



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۱

جناب آقای حسن بیادی از اعضای حزب آبادگران و از کسانی است که درشورای دوم شهرتهران که درتسخیر آبادگران بود در برکشیدن " آن رفته" به شهرداری تهران وسپس ریاست جمهوری نقش عمده ای داشته است.

وی اگرچه دیرهنگام  ولی به برخی مسایل اشاره خوبی داشته است.هنوز خیلی مسایل ناگفته مانده است.همین گفتنها اگرچه دیر ولی برای مردم مفیداست تابدانندبرسرشان چه رفته است وچرا!

بنظر من این دوستان به رغم صداقتشان نتوانستند به درستی آن رفته را بشناسند.لذا وقتی متوجه مسایل وروحیات وی شدند که حکم ریاست جمهوری اش درآستانه تنفیذبود!

چگونه آقای بیادی ودوستانشان که این پدیده! را به ملت ایران معرفی وتقدیم کنند وهنوز بدون توجه به اثرات سوء مدیریت او برکشور می گویند از معرفی او دفاع می کنیم !نتوانسته اند با یک بررسی ساده از وصعیت اودراستانداری اردبیل درس بگیرندیا لااقل از روحیات تک روی ولجبازانه ومستبدانه اش درشهرداری تهران که برکسی از همکارانش پوشیده نبود و نیست عبرت بگیرند تاکار به آنجا نرسد که در آستانه تنفیذ حکم ریاست جمهوری اش به هوش بیایند وخرجشان را از وی جداکنند؟!

ازحرفهای خوب مرحوم آیت الله العظمی بروجردی این بود که وقتی از ایشان می پرسیدند چرا به دنبال براندازی شاه نیست؟ می فرمود



ادامه مطلب...
ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۱

این همه سال از اعدام و هلاکت صدام گذشت ولی عزت الدوری  معاون صدام و مرد شماره دوحزب بعث درعراق ماند و باهدایت وسازماندهی باقیمانده نیروهای حزب بعث علیه مردم عراق فعالیت داشت تا اینکه چندروزگذشته بوسیله نیروهای مردمی عراق به هلاکت رسید.

دراین سالهای پس از سقوط صدام بارها از خود سوال می کردم با وجود دستگاه امنیتی نسبتا خوب عراق چرا امثال ابراهیم عزت الدوری معاون صدام دستگیر نمی شوند تا اینکه امروز این خبر را دیدم.

امیدوارم دولت عراق دراین زمینه قاطع عمل کند واسامی خائنین به ملت عراق را به مردم معرفی و آنها را قبل از هراقدامی مانند فرار به خارج دستگیر و مجازات کند.از استباهات نوری مالکی نخست وزیر سابق عراق عدم برکناری بعضی از فرماندهان وابسته به حزب بعث درارتش عراق به  رغم همه هشدارها بود ونتیجه هم  که معلوم است داعشیها با ماشینهای جنگی وغیرجنگی چراغ روشن به شهرها حمله کردند وبدون هیچ مقاومتی از سوی ارتتش عراق شهرهای استانهای شمالی عراق را یکی پس از دیگری به اشغال خوددراوردند. 

برهمگان روشن است از دلایل اصلی سقوط استانهای الانبار وصلاح الدین همکاری بعضی ازفرماندمان واستانداران عراقی با داعش بود .

استراتژی نفوذ متاسفانه دامنگیر بسیاری از انقلابها شده ومی شود.بارها درکلاسهای کارشناسی ارشد ازدانشجویان عزیز خواسته ام از خود سوال کنند که آن همه فراماسونر و..درایرانپس از انقلاب چه شدند؟این درست که برخی ازایران خارج شدند وبعضی تغییر رویه دادند ولی بعضی هم مانده اند و...

خوشبختانه دستگاه امنیتی ما در این زمینه ها بسیار خوب وهوشمندانه عمل  کرده و می کند.

خبرراملاحظه کنید:

الجزایری عضو دفتر سیاسی و سخنگوی کتائب حزب الله روز دوشنبه در جریان تحویل جسد منتسب به عزت الدوری معاون صدام حسین به دولت عراق، به خبرنگار ایرنا گفت:"

براساس تحقیقات به عمل آمده، اطلاعات دقیق و گواهی اهالی منطقه، جسد متعلق به عزت الدوری است.
وی در خصوص نتایج برخی تحقیقات به عمل آمده از لوازم، از جمله تلفن همراه عزت الدوری، گفت در گوشی تلفن الدوری اسامی افرادی بود که اخیرا با وی تماس داشتند و برخی از آنان در دولت مسولیت دارند."

این عضو کتائب حزب الله گفت:"من اسامی آنان را فاش نمی کنم، اما ما کلیه مستندات و اسامی این افراد را به دولت تحویل داده ایم و این به عهده دولت است که تصمیم بگیرد، اسامی را فاش کند یا نکند."



ارسال توسط غلامعلی رجائی
 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۳۱

 آیت الحق مرحوم حاج میرزا علی قاضی طباطبائی استادعلامه طباطبایی و آیت الله العظمی بهجت درباره ماه‌های رجب، شعبان و رمضان فرمود:

هان! ای برادران عزیز و گرامیم؛ آگاه باشید! متوجّه و هشیار باشید که ما در قرقگاه زمانی (ماه‌های رجب، شعبان و رمضان) داخل شده‌ایم!

و همان‌گونه که در زمین‌های حرم باید از محرّمات اجتناب نمود و ارتکاب یک سلسله اعمالی که در جایی جرم نیست، امّا در حرم جرم محسوب می‌شود، در این ماه‌ها هم که قرقگاه زمانی محسوب می‌شوند، چنین است و باید با هشیاری و مواظبت در آن وارد شد و به همان نحو که در قرقگاه مکانی که حرم است، انسان به کعبه نزدیک می‌شود، در این ماه‌ها هم که قرقگاه زمانی است، انسان به مقام قرب خداوند می‌رسد. پس چقدر نعمت‌های پروردگار بر ما بزرگ و تمام است؟! و او هرگونه نعمتی را بر ما تمام نموده است.


پس حال که چنین است، قبل از هر چیز، آنچه که بر ما واجب و لازم می‌باشد، توبه ایست که دارای شرایط لازم و نمازهای معلومه است و پس از توبه، واجب ترین چیز بر ما، پرهیز از گناهان صغیره و کبیره است تا جایی که توان و قدرت و استطاعت داریم!.

پس به راستی، هر کسی که در صدد متذکّر شدن به ذکر حقّ و در مقام خشیّت از ذات اقدس حضرت حقّ متعال بوده باشد، می تواند از راه مراقبه و محاسبه و معاتبه و معاقبه متذکّر گردد!.

پس از این مرحله، با دل‌های خود، به خداوند رو آورده، بیماری‌های گناهانتان را معالجه و مداوا نمائید و به وسیلۀ استغفار، بزرگی و سنگینی عیوب خود را کاهش دهید و بپرهیزید از اینکه حریم الهی را بشکنید و پرده‌های حجاب را بالا زده، حرمت حرم را هتک نمائید!

زیرا به راستی چنین شخصی در نظام تکوین بی آبرو و مهتوک است؛ گرچه خداوند کریم از روی کرمش، به حسب ظاهر، آبروی او را حفظ نماید و همین جزای اوست و نیازی به مجازات پروردگار ندارد!



ارسال توسط غلامعلی رجائی